غـریـبــه مـن ───※ ·❆· ※─── p : ¹⁵

خشکم زده بود نمیدونستم چیکار کنم چند نفر ریخته بود تو اتاق که یکیشون ماسکشو در آورد
لی جونگ؟ خودش بود
نمیدونم چرا ولی هر وقت میبینمش هم حالم ازش بهم میخوره هم یه ترسی ته دلم به وجود میاد
سریع دویدم سمت سالن تا از در برم بیرون تنها چیزی که به ذهنم خطور کرد همین بود تا خواستم در و باز کنم و برم بیرون از خونه دستمو کشید
لی جونگ~: از من فرار میکنی؟
_.......
~دیگه نه....ایندفعه نمیزارم در بری
هی میومد نزدیکتر و من ترسم بیشتر می‌شد دیگه نمیخوام این آدما رو ببینم بابا چرا من نمیتونم عادی زندگیمو بکنم
~اون برگه ها کجاس
_چی میگی
~میگم اون برگه و عکس و فلش کجاس
_..........
~جواب منو بدهه(داد)
~مشکلی نیست بقیشو اونجا انجام میدیم...(اشاره به بادیگاردش یا حالا هرچی که ا/ت و ببره تو ماشین)
_ببین به من دست نمیزنی فهمیدی
~ببرش
~کری..میگم ببرش(داد)
جونگکوک+:دستتو بکش...!
با دیدنش ترسی که داشتم از بین رفت رفتم و نزدیکش وایسادم
+به چه جراتی اومدین خونم
~انقد برای ما جرات جرات نکن تو به چه جراتی تو کارای من دخالت میکنی
+خفه شو(تفنگشو در میاره😎🔫)
_جونگکوک شلیک نکنی بقیه صدای تفنگو میشنون (آروم)
~خودتم میدونی که نمیتونی شلیک کنی
+خودتم میدونی که من از هیچکس نمیترسم!

فعلا اینو بخونین شب بازم پارت داریم🤡

#فیک #جونگکوک #بی_تی_اس #کیپاپ #آرمی #بنگتن
#BTS #BTS_ARMY #Jungkook #K_pop #BANGTAN #ARMY #Bangtan
دیدگاه ها (۲۳)

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

You are mine...³[ویو نیلا]چشم هام رو با تابش نور خورشید باز ...

رمان : رفتار سرد

مهمونی خطرناکپارت=27ویو اتباورم نمیشد بابام بالاخره قبول کرد...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

My lovely neighbor part : 64

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط