بازی تلخ تکرار)p16

#part_16

کاترین

اشکام روی گونه‌هام خشک شده بودن، اما سنگینی توی سینم همچنان پابرجا بود. چند دقیقه بعد از جا بلند شدم باید خودمو جمع و جور میکردم
فکرم رفت سمت کالین…دیدن کالین، تنها کورسوی امید توی این تاریکی بود.
دلم می‌خواست زودتر فردا بشه و برم دیدنش، برای چند ساعت هم که شده از این فضای خفقان‌آور خونه و خاطرات سوخته فرار کنم.
نمی‌دونستم چقدر طول کشید، اما بالاخره صدای در اتاقم اومد.
وقتی صدایی ازم در نیومد شخص پشت در به حرف اومد
–کاترین، شام حاضره
اهمیتی ندادم.
لباس‌هامو عوض کردم و روی تخت دراز کشیدم.
نور ماه از پنجره توی اتاقم می‌افتاد و سایه‌های وهم‌انگیزی روی دیوار می‌ساخت،سعی کردم فکرم رو از همه چیز دور کنم،چشم‌هام رو بستم و فقط به لحظه‌ای فکر کردم که فردا کالین رو می‌بینم.
چقدر دلم برای خنده‌هاش، برای شوخیاش و حتی برای غر زدناش تنگ شده بود. اون تنها کسی بود که منو واقعاً می‌فهمید.
صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم. یه حس سبکی داشتم،امروز می‌تونستم کالین رو ببینم! سریع از جام پریدم، دوش گرفتم و بهترین لباسامو انتخاب کردم.
موهامو بافتم و یه آرایش ملیح کردم. سعی کردم صورت بی روحم رو با نقابی که از الان تا شب به صورتم میزنم بپوشونم.
وقتی پایین رفتم، میز صبحانه خالی بود. بابا حتماً زودتر از همیشه رفته بود. یه نفس راحت کشیدم. حداقل این یه مانع کمتر بود.
یه لیوان قهوه خوردم و سریع از خونه زدم بیرون
راننده منتظر بود.
نمیتونستم با اون برم،باید با ماشین خودم میرفتم
میدونستم سوییچ دست راننده نیست دیگه.
پس به بهانه پیاده روی یکم که از عمارت فاصله گرفتم یه تاکسی گرفتمو آدرس رو دادم
راه افتادیم.
ماشین جلوی یه ساختمون بلند و مدرن تو یکی از بهترین مناطق سئول ایستاد. آپارتمان کالین بود. از ماشین پیاده شدم، یه نفس عمیق کشیدم. حس می‌کردم بالاخره می‌تونم برای چند ساعت هم که شده، خود واقعیم باشم. رفتم سمت ورودی ساختمون، قلبم تندتند می‌زد. نه از هیجان، بیشتر از یه حس آرامش و امنیت که قرار بود برای مدتی کوتاه تجربه کنم. زنگ واحد کالین رو زدم و منتظر موندم... منتظر کسی که تنها نقطه روشن زندگی من بود.
دیدگاه ها (۱)

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

#گزیده_مراسم_حرم

مافیای من

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.22(روایت از زبان ا.ت)...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

و آهنگی دیگر که جونگکوک گذاشته پستش رو ترجمه متن آهنگبغلم کن...

چند پارتی

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط