دهقان پير ، با ناله می گفت : ارباب ! آخر درد من يکی دوتا

دهقان پير ، با ناله می گفت : ارباب ! آخر درد من يکی دوتا که نيست ، با وجود اين همه بدبختی ، نمي دانم خدا چرا با من لج کرده وچشم تنها دخترم را « چپ » آفريده است ؟! دخترم همه چُز را دو تا می بيند !

ارباب پرخاش کرد که بدبخت ! چهل سال است نان مرا زهر مار مي کنی ! مگر کور بودی ، نديدی که چشم دختر من هم «چپ» است ؟!

گفت چرا ارباب ديدم ....اما.... چيزی که هست ، دختر شما همه ی اين خوشبختی ها را " دوتا " می بيند ....ولی دختر من ، اين همه بدبختی ها را ....
دیدگاه ها (۵)

سرمست از حسین توکلی

تفاوت در نگاه دهقان پیر، با ناله می‌گفت: ارباب! آخر درد من ی...

 دهقان و ارباب دهقان پیر با ناله می‌‌گفت: ارباب! آخر درد م...

دهقان پیر با ناله می‌‌گفت: ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، ...

دهقان پیر با ناله می گفت : ارباب…آخر درد من یکی دوتا نیست، ب...

فرق دختر دهقان فقیر و دختر ارباب پولدار ؛دهقان پیر، با ناله ...

خسته ام از تظاهر و بازیخسته از وانمودِ خوشبختیخسته از دوست د...

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 6 ( مافیا های که ا/ت و سوریا ر...

واکس میزنم سالهاست مشغول این کارم واکس میزنم کفش هارا ولی وا...

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است!؟در کودکی:پسرها هر وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط