فرق دختر دهقان فقیر و دختر ارباب پولدار ؛

فرق دختر دهقان فقیر و دختر ارباب پولدار ؛

دهقان پیر، با ناله به ارباب گفت: «ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی دانم چرا چشم دخترم چپ است و همه چیز را دو تا می بیند!» ارباب با پرخاش گفت: «بدبخت! چهل سال است کارگر منی! ندیدی که چشم دختر من هم چپ است؟!» دهقان گفت: «چرا ارباب دیدم... اما چیزی که هست، دختر شما خوشبختی ها را دوتا می بیند؛ ولی دختر من بدبختی ها را!»
دیدگاه ها (۶)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:10و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

یاندره درخواستی از باجی

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

خبخب_عاااا همونطور که میبیند #یاساشینی_با_موهای_کوتاهبلهبله ...

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

دهقان پير ، با ناله می گفت : ارباب ! آخر درد من يکی دوتا که ...

 دهقان و ارباب دهقان پیر با ناله می‌‌گفت: ارباب! آخر درد م...

سرمست از حسین توکلی

دهقان پیر با ناله می‌‌گفت: ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط