وقتی زود قضاوتت کرد

وقتی زود قضاوتت کرد
p5
"بعد از خرید توی ماشین"
ساعت 4 بود توی ماشین نشسته بودیم که گفتم
+ هاری بنظرت من کاری کردم ته آنقدر باهام سرده
/ نمی‌دونم خب از خودش بپرس
+پرسیدم ولی هیچی بهم نمیگه این رفتارش ناراحتم می‌کنه
/ هاری جونم یادت باشه دکتر چی گفت
«فلش بک به 4 سال پیش»
+ولی هق تو هق گفتی دو هق دوستم داری هق "با گریه"
@ اینا همش ی بازی بود من تو رو اصلا ب چشم ی انسان نمی‌بینم چ برسه دوست داشته باشم حالا هم گورت رو گم کن
+ هق خیلی بدی هق
این حرفو زدم و با تمام سرعت از کافه لعنتی بیرون اومدم آسمونم داشت مثل من گریه میکرد آنقدر دویدم که اصلا متوجه نشدم کی رسیدم خونه هاری زنگ درو زدم بعد از چند ثانیه هاری درو باز کرد
/ کجا رفتی یهو چرا گریه می‌کنی چی شده مین ها
+ هق هار.... "بیهوش شد"
/ مینی چی شد مینی بلند شو
«ویو هاری»
مین ها رو به زحمت سوار ماشین کردم با آخرین سرعت سمت بیمارستان روندم
دکتر دکتر
• بله چی شده
/ حالش بده
• پرستار ببرینش اتاق من میام
پرستار : چشم
«یک ساعت بعد»
ی ساعتی گذشته بود که دکتر از اتاق اومد بیرون از روی صندلی بلند شدم و رفتم سمت دکتر
/ چی شده آقای دکتر حالش خوبه
• خطر رو رد کردن دوستتون بیماری قلبی داره
/ بله
• بهش شوک وارد شده از این به بعد بیشتر مراقبشون باشید و سعی کنید کمتر ناراحت بشه این برای قلبش بده
/ بله ممنون دکتر
«پایان فلش بک»
+ ممنون که پیشمی
/ خواهش میکنم حالا بخند
+ :خنده:
داشتیم می‌رفتیم فرودگاه دنبال داداشم که گوشیم زنگ خورد
"مکالمه"
& سلام آبجی کوچولو
+ سلام داداشی رسیدی
& آره
+ ماهم تقریبا رسیدیم بیا دم فرودگاه
& باشه خدافظ
+ بای
"پایان مکالمه"
رسیدیم دم فرودگاه از ماشین پیاده شدم داداشم رو دیدم بدو بدو رفتم سمتش و پریدم بغلش
+ سلام داداش جونم دلم واست تنگ شده
& منم دلم واست تنگ شده چقدر بزرگ شدی
+ پس دیگه بهم نگو کوچولو
& باشه کوچولو
+ یاااا
بیا بریم سوار ماشین شدیم
/ سلام سوهو رسیدن بخیر
& سلام هاری ممنون
+ خب داداشی کجا میری
& میرم هتل
/ یا این چه حرفیه میای خونه من
& باشه ولی مشکلی نداری
/ نه
+پس منو ببرین خونه
/ باشه & راستی مینی درباره اون پسر بهم بگو
+ کی تهیونگ
& آره
+ خب پسر خوبیه کیوت جذاب رفتارش باهام خوبه ازم ترفداری می‌کنه مواظبم هستش و دیگه
& خوبه ولی اگه فقط یکم بهت آسیب زد اگه باعث شد ی قطره اشکی از در بیاد خودم می‌کشمش
+ نگران نباش
دیدگاه ها (۱۰)

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

اجبار به بدبختی پارت ۱۲

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

THE DARK SHADOWS

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

قبلاً جونگکوک ویدیوی این سگ ناز رو لایک کرده و ری‌پست کرده ب...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط