جان در پی عشقِ تو بُرون خواهم کرد   

جان در پی عشقِ تو بُرون خواهم کرد   
مجنون شُده و سر به جنون خواهم کرد
با   بیرقِ     عاشقی    جهانی     گیرم
وز عشقِ  تو ، آتشم  زَبون  خواهم کرد
در  دم   دلِ جان  ز سینه  بیرون  آرم
در پای  تو و ، غرقه  بخون خواهم کرد
رخساره ی   گلگون   بستانم   زِ  شَفق     
دشت و دمن از لاله  فُزون  خواهم کرد
بگشای قفس تا که گُشایم دل و جان
با جام  وسبو ره به قرون خواهم کرد
دیدگاه ها (۱)

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

خواهم که مهمانت کنم امشب به دنیای جنونآماده  شو در بزم من رق...

از دیده به جای اشک خون می آیددل خون شده ، از دیده برون می آی...

ز آه سینه سوزان،ترانه میسازمچو نی ز مایه جان این فسانه میساز...

من خسته به دیدار تو چون گل شکرم وز عشق تو چون لاله به خون جگ...

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن پای...

رهی معیریبس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از ای...

۸۶۰بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن ...

ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشمن جانی و از جان دوست ...

مهرت از خاطرم ای دوست بدر خواهم کردجان، نثارِ قدم یار دگر خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط