{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارم
امشب اندازه ی یک عمر شکایت دارم

گرچه از جنس کویر است نگاهم اما
مثل ابری که دلش تنگ شده می بارم

آنچنانم که فقط حال مرا می فهمد
ناله ی ناخوش ِ افسرده و زار ِ تارم

حال ِ من حال ِ خوشی نیست ، دلم می لرزد
وای بر حال ِ من و حال ِ دل ِ بیمارم

ناگهان رفتی و دیوار به دیوارم ریخت
باز بر شانه ی بی جانِ خودم آوارم

بی تو این ثانیه ها می گذرد اما سخت
بی تو شب های زیادی ست که من بیدارم

کاش بودی و کمی حال مرا می دیدی
کاش بودی که سر از دامن غم بردارم

بارها خواسته ام سوی تو پرواز کنم
آه .. هر بار می افتد گِرهی در کارم
دیدگاه ها (۱)

..لیلــیِ یکســره در قـافیــه پنهـــان شده ایتو خــداوند زمـ...

خواستم داد شوم… گرچه لبم دوخته است.خودم و جدّم و جدّ پدرم سو...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

خنده هایت نوید آزادیست تک تکش را کتاب خواهم کردچشم هایت مرا ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط