{مافیایی برای من }

{مافیایی برای من }
پارت:۳
ویو یک ساعت بعد:

جونگ کوک اومد تو ماشین با کلی دختر با بی کینی که خودشون رو به جونگ کوک می مالیدن
_هییی منو ول کننن
+ههه فکر کردی
/داداشی می شه عمویی باهامون بیاد؟
+باید بیاد
تو راه بودن که یک دختره افتاد رو پاهای تهیونگ

/اوه متاسفم
_ هی تو تو لینا زنیکه هرزه اینجا چه گوهی می خوری؟

+شما همو می شناسید؟

_هه اکسم زیر خواب دشمنم هست

+رسیدیم پیاده شو
پیاده شدن و رفتن تو عمارت
یک خانم مسن
اومد سمتشون
__
بچه ها پارت جدیددد
و اینکههه کامنت یادتون نرهههه چون می خوام نظرتون رو بدونممم
ببخشید کم شدد
و همین دیگه بوس بایی
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

پارت ۴۲

پارت ۱۲

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.3 (روایت از زبان ن...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

Heir of Light and Darknesspart : 16جونگ‌کوک تمام شب رو بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط