خواهشا در لحظه ی دیدار دستم را بگیر

خواهشا در لحظه ی دیدار دستم را بگیر

عشق بازی تا شود تکرار دستم را بگیر

این منم دیوانه ات سرگشته ات با بار غم

خسته ام از زندگی یک بار دستم را بگیر

مثل آبی پای گُل مانند کودی جان فزا

در کنارِ بوسه ها این بار دستم را بگیر

این منم در بسترِ بیماری ام چشمم به راه

ای پزشکِ این دلِ بیمار دستم را بگیر

آی آدم ها به جان آمد دلم از نارفیق

شرم دارم تا بگویم یار دستم را بگیر

سرگشته
دیدگاه ها (۲)

⁨لطفا بیمار بعدی …!؟تو غارگردی من غار ِ بعدی من آستینم تو ما...

پارت 37 رمان عشق مدرسه ای و ات هم اومد تو بغل هیون و هیون مح...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

رمان عشق ممنوع

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

part 11

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²²ویو میکا_____جلوی بیم...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط