میدونے

میدونے
موقع تولد
وقتے خدا داشت
بدرقمون
میکرد چے!!!
گفت؟؟؟؟!!!!!!!
گفت دارے به دنیایے میرے
که غرورت را میشکنن
وبه احساس پاکت
سیلے میزنن!!!
نکنه ناراحت بشے....!!!!
من تو کوله پشتیت
"عشـــــق"
گذاشتم.......
تا ببخشے!!!!!!
"خنـــده"
گذاشتم....
تا بخندے!!!!
"اشـــک"
گذاشتم.....
تا گریه کنے!!!!!
و
"مـــــرگ"
گذاشتم....
تا بدونے
"دنیــا"
ارزش بدے
کردن نداره!!!!!!!!
پس خوب باش
و خوبے کن.....
دیدگاه ها (۵)

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 36 (last part)اون شب شوگا کنار تخت رینا نشسته...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

My lovely neighbor part : ۶۸

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!...

میدونی موقع #تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!...

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!...

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!...

میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط