{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p3

پی دی نیم رو: پ م مینویسم)

پ م: بیا تو

لینا: اممم.. سلام(احترام میذاره)

پ م: سلام.. شما باید لینا باشی؟یا.. همون بانو لینای سابق خودمون... خیلی تغییر کردی

لینا: بله...

پ م: شنیدم دوباره میخوای ایدل شی...

لینا: بله...

پ م: خب.. خانم جئونننننننن(داد)

(خانم جئون=خ ج)

خ ج: بله قربان؟

پ م: لینا رو راهنمایی کنید سالن اودیشن

خ ج: بله حتما...از این طرف

دوتایی باهم حرکت کردن سمت سالن اودیشن که شیش تا مدیر با ماسک نشسته بودن و کلاه داشتن...

بی تی اس ویو
امروز قرار بود عضو هشتم انتخاب کنیم و کمپانی گفت انتخاب با مائه اما نباید کسی بفهمه ما هستیم پس همه با ماسک و نقاب نشستیم و همه اومدیم جز جیهوپ چون خیلی کار داشت برای البوم جدیدش نیومد و به نطرمون خیلی بهتره چون اونجوری هیچکس قبول نمیشد انقدر که رو دنس سختگیره... خود ما ازش میترسیم چه برسه بقیه... و تا الان خیلی ها اومدن اما مورد پسند ما نبودن هم از ووکال و هم از نطر رپ و هم از نظر دنس مورد پسند جیمین و جونگکوک نبودن....

پایان ویو

+خب شروع کن
لینا: چشم...
لیما شروع کرد با ظرافت خاص و صدای طلاییش اهنگ stay از بلک پینک رو خوندن و برای دنس هم اهنگ black swan رو اجرا کردن و همه محو صداش و زیباییش بودن...

_ اممم... خیلی صدات قشنگه...

٪دنست هم همینطور...

∆ و به نظرمون طبق نمرات شما قبولی عزیزم...

لینا: ممنونم ازتون...(با نفس نفس تعظبن کرد و رفت)

تو راه برگشت از کمپانی

لینا: رورا اونی...

رورا: جون اونی

لینا: قبول شدمممممم

رورا: عهههه... سوجو بدهکارییییییییییییییییی... امشب همه رو دعوت میکنممممم

لینا: باشه اونیییییی... یک لحظه پشت خطی دارم الان دوباره زنگ میزنم...

رورا: باشه عشقم.. من برم غذا اماده کنم واسه امشب

لینا: باشه بای.. الو؟

پ م: منم

لینا: اها... سلام

پ م: خانم لینا... شما رسما به عنوان عضو هشتم گروپ بنگتن یا همون بی تی اس قرار گرفتی...

لینا: ها...ولی من سولوئـــ...

پ م: کاری نداری؟ فردا حتما برو خوابگاه و هر روز ساعت 8 صبح تا 2 ظهر تمرین دنس و ووکال و رپ دارین و باید باشی... خداحافظ..

لینا:اما قربان...

پ م:(نلفن رو قطع کرد)

لینا: آیششششش... شیبال سکیاااا

این داستان هنوز تموم نشده....

تا شب 20 تا لایک شه بازم پارت میزارم... دوست داشتین برای دوستاتون هم بفرستین که لایک کنن که زودتر 20 تا شه تا من پارت بذارم.. چون حمایت نمیشه زورم میاد..
دیدگاه ها (۶)

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۱ویو جولیا:وارد سالن تمرین شدم...خب ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۳روی صندلی نشستم و دستام...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

رمان : رفتار سرد

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

پارت پنجم توی ماشین الا.....دینگ دینگ دینگ ( گوشیش زنگ خورد)...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

ددی خشن من

دیدار باتو (پارت ۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط