{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر یکبار برای "نداشته هایمان "سوگواری کنیم حالمان بهتر م

اگر یکبار برای "نداشته هایمان "سوگواری کنیم حالمان بهتر میشود و دیگر هر روز و شب با حسرتی بزرگ به جا خالی های زندگیمان چشم نمیدوزیم و سری تکان نمیدهیم !
در تمام زندگی ها جاهای خالی بزرگی وجود دارد که دیگر قرار نیست پُر شوند ! یا میتوانیم مدام چشم بدوزیم و حسرت بخوریم یا سوگواری کنیم و با این درد کنار بیاییم .
"نداشته های" زندگی هر فرد بسیار دردناک و غمگین کننده است.
یکی محبت پدر را ندارد ، یکی خانه ندارد !
یکی دست ندارد و دیگری ...
برای بعضی از "نداشته ها" نباید تلاش کرد ! باید فقط کنار امد . فقط کنار امد و اجازه داد جریان زندگی کارش را انجام دهد و برود جلو.
مثل کسی میماند که سالهاست قبول نمیکند ،پایش قطع شده است ! به هر حال یا باید روزی قبول کند یا همیشه در حسرت پایش باقی بماند ! اینکه ادمها کدام گزینه را انتخاب میکنند به توانایی درونی انها برمیگردد . انهایی که با "نداشته های " بزرگی کنار امده اند معمولا همانهایی هستند که در سخت ترین تجربه ها طاقت اورده اند و جلو رفته اند .
نداشته ها ، خودشان به اندازه ی کافی دردناک هستند ، لازم نیست تبدیلشان کنیم به رنج هایی سمج!
نداشتنِ پا دردناک است ، قبول اینکه پا نداریم بسیار دردناکتر است اما کشنده نیست!
هزاران ادم پا ندارند و زندگی میکنند ، هزاران ادم پدر و مادر ندارند و زندگی میکنند ،هزاران ادم طرد شده اند و زندگی را ادامه داده اند ، هزاران ادم شکست خورده اند و جلو رفته اند !
اگر پیله ای از رنج به دور خود ساخته اید مطمئن باشید که خودتان هم میتوانید ان را باز کنید ! دردهای نداشته هایتان را تبدیل به رنج های ماندگار نکنید .
گریه کنید . داد بزنید و تمامش کنید ! تمامش کنید این رنج لعنتی را !
بدونِ خیلی از نداشته ها میتوانیم زنده بمانیم و زندگی کنیم . شک نکنید . تاریخ پُر است از ادمهایی که هیچ نداشته اند اما تصمیم گرفته اند ادامه دهند .
تصمیم بگیرید و بدنتان به شما کمک میکند . ذهنتان به شما کمک میکند . ادم درونی تان به شما کمک میکند . و اگر تصمیم گرفتید مطمئن باشید ، روزی بلند میشوید و ارام تر و قوی تر از همیشه ، صبحتان را شروع میکنید . .
دیدگاه ها (۳)

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 12راوی:صبح ساعت 5 بود سربازی اوم...

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۸سامان هنوز کنار در ایستاده بود....

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

بیوگرافی کامل میا هوشیکو__ اوسی ی اصلی توی انیمه ی شیطان کش_...

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

پارت اول《بخش اول از زندگینامه تهیونگ》《Custom kiss》          ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

اکثر شماها چندین و چند میلیون بار حیاط و زندگی یافتید

کپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط