{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش روزگار را خیاط مینوشت

کاش روزگار را خیاط مینوشت
روزهای خوبش را ماکسی میدوخت
دلتنگیهایش را درز میگرفت
رویش را خنده دوزی میکرد
بغضهایش را تو میگذاشت

سلام روز خوش
دیدگاه ها (۹)

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁶سر میز شام، پدر با لحنی جدی ولی مهربون، به جیم...

My lovely neighbor part : 59

پارت ۲۷

پروانه جان

چندپارتی‌&جین&وقتی:``بازیگر‌ هستی‌ ولی قولی که بهش داده‌ بود...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۳*پرش زمانی فردا صب...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟗ویو فردا صبح.همه دور میز جمع بودن و مش...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط