{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#in_your_eyes

#in_your_eyes
part_85

ویو کایلا

یک روز از مرخص شدنم گذشته بود...
حالم خوب بود
البته...
برای بار دوم این فقط نظر من بود.

چون از نظر جونگ کوک...
هنوز نیاز به یه استراحت حسابی داشتم

صبح گفته بود یه کاری داره و چند ساعت میره بیرون.
منم با بم توی سالن بازی میکردم.

یه بار توپشو پرت میکردم...
یه بارم خودش میدوید میاورد

همین موقع صدای باز شدن در اومد
سرمو برگردوندم
کوک بود

خواستم مثل همیشه بهش سلام کنم
که چشمم افتاد به دسته گلی که دستش بود
از جام بلند شدم.
بین گل‌ها و خودش نگاه کردم و سوالی گفتم:
این چیه؟

کوک آروم اومد سمتم

دسته گل رو طرفم گرفت و گفت:
برای تو گرفتم

گل‌ها رو از دستش گرفتم
یه لحظه فقط نگاشون کردم

انقدر قشنگ بودن...
که اصلاً نمیدونستم اول گل‌ها رو نگاه کنم یا خود کوک رو
لبخند زدم

بعد دوباره نگاش کردم و پرسیدم:
خبریه؟

کوک خیلی عادی شونه هاشو بالا انداخت و گفت:
نه

اخمام رفت بالا.
با خنده گفتم:
یعنی همینجوری گرفتی؟
کوک لبخند خیلی کمرنگی زد

بعد آروم گفت:
آره..
فقط دلم خواست برات گل بگیرم

نمیدونم چرا...
ولی همون یه جمله باعث شد دلم یه جوری بشه.
سرمو پایین انداختم
لبخند زدم و آروم گفتم:
مرسی...
کوک سرش رو تکون داد:
خواهش میکنم..

یکم بعد... گل‌ها رو گذاشتم یه گوشه
انقدر قشنگ بودن که دلم نیومد ازشون عکس نگیرم
سریع گوشیمو برداشتم

چند تا عکس گرفتم
زیر لب گفتم:
نه... این یکی قشنگ‌تر شد.
یه عکس دیگه گرفتم

این دیگه خیلی خوب شد
اصلاً حواسم نبود...
کوک چند متر اون طرف‌تر ایستاده

دست به سینه شده بود
و با یه لبخند خیلی آروم فقط نگام میکرد

همین که نگاهم بهش افتاد ، ابروهام بالا رفت

با خنده گفتم:

چیه؟
کوک خیلی آروم سرش رو تکون داد:
هیچی

لبمو جمع کردم:
پس چرا اینجوری نگام میکنی؟
چند ثانیه سکوت کرد

بعد لبخند ریزی نشست روی لبش ، آروم گفت:
فقط...
خوشحالم که خوشت اومده
لبخندم بزرگ‌تر شد

دوباره نگاهم افتاد به گل‌ها
گوشیمو بالا آوردم

و یه عکس دیگه گرفتم...
بدون اینکه بدونم..

یه نفر همون لحظه ، داشت یواشکی از من عکس میگرفت.


#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
دیدگاه ها (۱۵)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.34(روایت از زبان جونگ‌ک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁴هم از اینکه حالش خوب بود،یه جور عجیبی...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

خودم درست کردم بنظرم خیلی قشنگ شدن💖💖نمیدونم چرا ولی یهو فاز ...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط