{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رز زخمی

رز زخمی
پارت۲

تهیونگ:ایگو توی فسقلی حتما باید رز باشی اره؟
رز: بله من اسمم رزه شما هم حتما باید عمو تهیونگ باشید.
چول وونگ:(بابای رزه دوستان) تهیونگا امدی!ایگووو نگاش کن چقدر بزرگ شده خدای من تو همون داداش کوچولوی سرتقی.
تهیونگ:عا هیونگ اینطوری نگو من دیگه ۳۷ سالم شده.
چانگبین:عااااا عمو جون خوش امدی.
تهیونگ: حالت چطوره پسر کوچولو.
چانگبین:من خوبم عمو جون شما چطورید؟
تهیونگ :منم خوبم.
رز:*جیغ* یکی به منم توجه کنه همتون دارید باهم حرف می‌زنید هیچکس به من توجه نمیکنه.
تهیونگ:بیا اینجا ببینیمت خانوم موشه.
رز: بله.*با لبخند*
تهیونگ:میدونستی شما خیلی خوشگل و کیوت هستید.
رز:بله معلومه که میدونستم چون بابابزرگم اینو بهم گفته من خوشگلترین دخترم توی خاندان کیم.
تهیونگ:اووووو این خانوم موشه چقدرم مغروره*با خنده*
رز:من مغرور نیستم فقط واقعیتو گفتم

تا تهیونگ امد چیزی بگه بابای رز یعنی چول وونگ گفت که برن داخل پذیرایی که کمی تهیونگ از اینکه داخل فرانسه بوده تعریف کنه بگه که چیکار کرده

ترجیحا امروز ۳ پارت میزارم تا پارتای بعد رو بنویسم

حمایت یادت نره شیر موز کوچولو🍡🤍
دیدگاه ها (۲)

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

رمان تهکوک

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "49""ویو پارک جیمین"بعد از...

وقتی برادر دوستت بود ...پارت بیستم (آخر) پارت قبلی پارت نوزد...

پارت ۲

ادامه پارت۴ چون جا نشد ادامش رو نوشتم

پارت ۱۹ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط