𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 1

ساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای زنگ خوردن تلفنش شنید

چند لحظه به صفحه گوشی خیره موند و بعد جواب داد

رییس کیم یه پرونده فوری داریم باید خودتونو برسونید بیمارستان

از جاش بلند شد و کت مشکی رنگش رو برداشت به سرعت به بیرون رفت

وقتی به بیمارستان رسید یکی از همکاراش جلوی اتاق منتظرش بود

رییس

جین:چی شده؟

دختری بیست و دو ساله رو آوردن بیمارستان وضعیتش خوب نیست و دکترا میگن که بهش تعرض شده

جین لحظه ای سکوت کرد

جین:اسمش چیه؟

جئون اما

جین:دوست یا خانواده ای داره؟

طبق تحقیقاتمون یه برادر داره ولی خارج از شهره

جین سری تکون داد

بهش اطلاع بدید

چشم رییس



بعد چند دقیقه

جین در اتاق باز کرد آروم وارد شد

اما روی تخت نشسته بود
دست هاش رو محکم توی هم قفل کرده بود و حتی با باز شدن در هم سرش رو بلند نکرد

جین چند قدم جلو رفت

جین:سلام اما من آقای کیم هستم
مسئول پرونده ات

اما هیچ واکنشی نشون نداد

جین چیزی نپرسید

نگاهش روی دست های اما افتاد

چند تا کبودی روی پوستش دیده میشد

وقتی کمی جلوتر رفت کبودی کنار صورتش هم به چشمش خورد

جین اخم کرد و برگشت سمت همکارش

جین:این کبودی ها چطوری به وجود اومده

دکتر احتمال میده کتک خورده باشه

جین دوباره به اما نگاه کرد

دختر همچنان ساکت بود

انگار اصلا متوجه حضور کسی توی اتاق نبود

جین صندلی کنار تخت رو جلو کشید و نشست

چند دقیقه گذشت ولی اما حتی به یکی از سوال های جین جوابم نداده بود

جین میدونست فایده‌ای نداره

بالاخره از جاش بلند شد

جین:من بیرونم
هر وقت خواستی حرف بزنی بهم خبر بده

اما هیچ جوابی نداد

جین از اتاق بیرون رفت و در رو آروم بست

همکارش کنار در ایستاده بود

رییس چیکار کنیم؟

جین چند ثانیه به در اتاق نگاه کرد

فعلا کاری نمی‌تونیم کنیم صبر میکنیم تا برادرش بیاد شاید اون موقع حرفی زد


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

سناریو جدید

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 23جین بعد از تماس رینا سریع سوار ماشین شد و د...

بهار بدون تو

پارت ۴ ویو ا.ت چند ساعت از لحظه ای که فهمیده بودم باردارم گذ...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

پارت ۴

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 1صدای ترمز ماشین توی خیابون پیچید و چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط