پنجره!

پنجره!
بگشای از هم ،
چون کتاب قصۀ خورشید
تا امیدم بازجوید
در صدف های دهان رنج
صبح مرواریدتابش را
به ژرفاژرف این دریای دورافتادۀ نومید...!

👤 #احمد_شاملو

┄┅┄┅✶❤👫✶┄┅┄
#برای‌همانکه‌خودش‌میداند !..."
#Tak_setareh★
┄┅┄┅✶❤👫✶┄┅┄
دیدگاه ها (۳)

"میلتون اریکسون" روان‌درمانگر و نابغه برنامه‌ريزى‌هاى ذهنى، ...

the end-part 1

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_6 فصل سوم | اتا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌100برای اولین بار...نینا احساس کرد این ج...

### پارت ۱۲: فراتر از سایه‌هادو هفته از اون شبِ جهنمی توی ان...

آرت ژدید از اوسیم✨عامممم خب واقعا خوب نشده حوصله نداشتم گیر ...

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۱

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط