{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت⁸

(بازم چند روز بعد😂)
ویو یوری
دیگه نزدیک ب روز مسابقه شده بودیم پس همش مشغول تمرین کردن بودیم فردا مسابقه بود ...
+خب من رفتم بخابم دقیقا ۱۵ ساعت کامل تمرین کردیم دیگه بسههه
-عاه عاره منم رفتم بای
&$خوش بگذرههه
÷×پسراااا
&$ببخشید....شب بخیررررر
+- :/
.
.
همه خابیدیم تا اینکه ...صب صدای اون ساعت کوفتی دراومد
-یوری
+.....
-یورییی
+.....
-باش خودت خاسی(توی ذهنش )
-اهم....یوریییی پاشوووو امروز قراره عروسی کنیم همه منتظرننننننن
+چیییییییییییییییییی نههههههههههههههههههههههه‌
-🤣🤣🤣🤣(درحال ب فاک رفتن)
+هن؟
-خدایی...وای دلم....(بازم درحال ب فاک رفتن)
ویو راوی
یوری ک انگار مغزش تازه لود شده بود با جیغ گف
+اهههه چرا باهام شوخی میکنیییییی
-حیحح...حالا بیخیال اون... مسابقههههه
+اوووو عارههههه
یوری و شوگا هردو همه رو بیدار کردن و رفتن تو ماشین وقتی خاستن پیاده شن یهو شوگا دست یوری رو گرف و همه فنا ریختن رو سرشون
£صلاممم ما طرفدارتونیمممممم
€عرررر باورم نمیشه از نزدیک دیدمتونننننن
# شوگا یوری دوصت دختره ت عه
+ن ن نیسم ...شوگا ول کن دسمووو
# تا نگین ما نمیریم
-عاره دوص دخترمه
بچه ها همه فنا رو ت شک کنار زد و ب پایگاه مخصوص مسابقه رفتن..
و دوباره شوگا و یوری رو توی اون راه رو تنها گذاشتن شوگا ی بوسه روی لپای یوری گذاش و گف
-موفق باشی
یوریه بدبخ بازم ت شک بود ولی ب سمت بچه ها حرکت کرد
همه رفتن سر جاهاشون و گروه دوم هم اومد
¥خب امیدوارم حال همتون خوب باشه و واسه مسابقه تمرین کرده باشین
اول ی چی بگم...این مسابقه مث قبلی ها نیس ۳ راند داره و بعد این مسابقه تا سال دیگه هیچ مسابقه ای نداریم
خببببب با شمارش من مسابقه شروع میشه اماده؟؟؟
همه:بله
¥یک..دو..سه..شروع
همه داشتن بازی می‌کردن تا اینک تمام شد برنده مشخص بود ۲ بار گروه یوری و شوگا بردن و ۱ بار گروه جدیده
همه باهم دست دادن و ب سمت بیرون رفتن ک یوری بهترین دوصتش رو دید البته دوصتش پسر بود
+عاااااا....هه جونننننن صلاممممم
*عااااا یوریییییی چخبر
همو بغل کردن و از هم جدا نمیشن
-اههه این پسره کیه؟چرا اومده؟از کجا پیداش شد؟چرا یوری بغلش میکنه؟دوص پسره شه؟دوصش داره؟اهههههههه دیگه نمتونم
شوگا ب بهونه دیر شدن اونو از هه جون جدا کرد
-یوری دیر شده
+هی ...ول کن عهههه..هههههه جونننننن بعدا میبینمتتتتت
*باشهههه...خدافسسسس
-دیگه قرار نیس ببینیش
+چرااااا اون دوصتمه و از ت برای دیدنش اجازه نمیگیرم
-دیگه نیس حالا هم سوار شو
.......
شرط برای پارت بعد:۱۲لایک
دیدگاه ها (۴)

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

سناریو کنما تک پارتی

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^part:7 ...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

پارت ۱۰سولا گفت باشه باشه برو ما هم تا اون موقع وسایل ها رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط