{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار

من تب زده بیمار و....تو انگار نه انگار
لب تشنه ی دیدار و....تو انگار نه انگار

دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ
یک گوشه ی دیوار و....تو انگار نه انگار

از چشم تو افتاده ام و زیر عبورت
له میشوم این بار و...تو انگار نه انگار

دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....تو انگار نه انگار

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و...تو انگار نه انگار

جان میکنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار

بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و....تو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۱)

بار دیگر تو بار دیگر توآنچه در من نهفته دریاییستکی توان نهفت...

به نام آنکه آموخت به تو فکر کنم  ولی یاد نداد بی تو چه کنم.....

در سمت تو ام.... دلم باران... دستم باران.... دهانم باران....

رفت و چشمم را برایش خانه کردم برنگشت بس دعاها از دل دیوانه ک...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟓دکتر با عجله وارد اتاق شد. ص...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت - 𝆏۱۱●•_شرلوک هلمز_هنوز همون‌جا ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط