پیش اقا امام زمان بودم.......

پیش اقا امام زمان بودم.......
اقا داشت کارامو و گناهامو میدید گریه میکرد....
گفتم:اقا......
اقا گفت:جان اقا؟؟؟؟ به من نگو اقا بگو بابا.....
سرمو انداختم پایین ....
گفتم:بابا....شرمندم از گناه....
اقا گفت:نبینم سرت پایین باشه ها عیب نداره بچه هر کاری کنه پای باباش مینویسن....

میفهمی یعنی چی.....بیخیال...

ماکارمهمترازشماهم داریم حق دارے اگرجمعه نیایــــےآقا
دیدگاه ها (۵)

پنهان عشق

اجبار به بد بختی پارت ۳

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

وقتی بین پسر و دخترش فرق می‌گذاشت P¹جیهوپ از وقتی جیهو و سو...

چند پارتی (درخواستی)

رمان عشق ممنوع

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

فیک جونگکوک حس مالکیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط