برادران گیسو کمند پ.۲۳
یو: برو بمیر :|
کیو: ادم نباید ب حرف بچه ها گوش کنه وگرنه بچه ها پر رو میشن
یو: خودت داری میگی ادم :|
کیو: هار هار هار بانمک:|
یو: نمک در نمکدان شوری ندارد نیازی ب توی...نمک ندارد
کیو: |: صد رحمت ب میوای بدبخت ، اون حد اقل حالی شه نباید اینطور بحرفه
یو: کیو تو از نوتو خبر داری راستی؟
کیو: نوتو؟ نه بعد اون اتیش سوزی دیگه ندیدمش چطور؟
یو:..همینطوری
کیو: چیشده شیطون نکنه دلت براش تنگ شده بود ؟ ^^
یو: بعد ب من میگه نباید ب بچه ها رو داد :/
.....
رسیدیم خونه کیو اینا
کیو و کویو تنها تو ی خونه زندگی میکنن و معمولا ب همین دلیل منو بقیه بیشتر مواقع اینجا پلاسیم یوهاهاهاح
اونجا ی خونه ی چهار اتاقه با ی زیر زمین مخفی بیود
دوتا از اتاقا ک برای کیو و کویو بود یکیش برا من و بچه ها و کار و یکی دیگه برای مهمونای ناخونده
توی اتاق کار و اینا زیر تخت ی در مخفح ک زیر فرش هم هس بود
رفتم تو اتاق و لباسام رو عوض کردم و وسایلمم گذاشتم همونجا و اومدم بیرون
دراز کشیدم رو مبل سه نفره
یو: کیوووو من گشنمههههه
کیو: مگه من مامانتم؟؟ خودت برو یچی درس کن
یو: حیف شد میخواستم بگم دیروز چ اتفاقایی افتاد ._.
کیو: ناها خب چیکار کنم اهمیت بدم؟
یو: ارع <:
کیو: بجا این حرفا پاشو بیا زخماتو درست حسابی ببندم
یو رفتم کنارش نشستم و اونم زخمام رو ب قول خودش درس حسابی بست
یو: میگم کیو جونم سفارش بدیم گذا بیارن برامون بشینیم رو اینو اون کرم بریزیم؟
کیو: من همدست تو نمیشم چرا فک کردی دوباره قولتو میخورم؟
یو: چون گاوی ^^
کیو: دهنتو
یو: گل؟
کیو: میتوانی فک کنی کلمه بعدیم گل بود
یو: باش پس دهنتوهم همون
کیو اومد یچی بگه ک...
_______________
کیو: ادم نباید ب حرف بچه ها گوش کنه وگرنه بچه ها پر رو میشن
یو: خودت داری میگی ادم :|
کیو: هار هار هار بانمک:|
یو: نمک در نمکدان شوری ندارد نیازی ب توی...نمک ندارد
کیو: |: صد رحمت ب میوای بدبخت ، اون حد اقل حالی شه نباید اینطور بحرفه
یو: کیو تو از نوتو خبر داری راستی؟
کیو: نوتو؟ نه بعد اون اتیش سوزی دیگه ندیدمش چطور؟
یو:..همینطوری
کیو: چیشده شیطون نکنه دلت براش تنگ شده بود ؟ ^^
یو: بعد ب من میگه نباید ب بچه ها رو داد :/
.....
رسیدیم خونه کیو اینا
کیو و کویو تنها تو ی خونه زندگی میکنن و معمولا ب همین دلیل منو بقیه بیشتر مواقع اینجا پلاسیم یوهاهاهاح
اونجا ی خونه ی چهار اتاقه با ی زیر زمین مخفی بیود
دوتا از اتاقا ک برای کیو و کویو بود یکیش برا من و بچه ها و کار و یکی دیگه برای مهمونای ناخونده
توی اتاق کار و اینا زیر تخت ی در مخفح ک زیر فرش هم هس بود
رفتم تو اتاق و لباسام رو عوض کردم و وسایلمم گذاشتم همونجا و اومدم بیرون
دراز کشیدم رو مبل سه نفره
یو: کیوووو من گشنمههههه
کیو: مگه من مامانتم؟؟ خودت برو یچی درس کن
یو: حیف شد میخواستم بگم دیروز چ اتفاقایی افتاد ._.
کیو: ناها خب چیکار کنم اهمیت بدم؟
یو: ارع <:
کیو: بجا این حرفا پاشو بیا زخماتو درست حسابی ببندم
یو رفتم کنارش نشستم و اونم زخمام رو ب قول خودش درس حسابی بست
یو: میگم کیو جونم سفارش بدیم گذا بیارن برامون بشینیم رو اینو اون کرم بریزیم؟
کیو: من همدست تو نمیشم چرا فک کردی دوباره قولتو میخورم؟
یو: چون گاوی ^^
کیو: دهنتو
یو: گل؟
کیو: میتوانی فک کنی کلمه بعدیم گل بود
یو: باش پس دهنتوهم همون
کیو اومد یچی بگه ک...
_______________
- ۴.۵k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط