بامدعی نگویید اسرارعشق ومستی

بامدعی نگویید اسرارعشق ومستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
دوش آن صنم چه خوش گفت درمجلس مغانم
باکافران چه کارت گربت نمیپرستی
دیدگاه ها (۱)

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در درد خو...

بامدعی مگوئید اسرارعشق ومستی تابیخبر بمیرد در درد خودپرسی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمبا کافران چه کارت گر بت ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط