{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک:داداش بهتر‌از این حال بیای بیرون دیگ

کوک:داداش بهتر‌از این حال بیای بیرون دیگ
_باش‌چون تو میگی(خنده)
کوک:افرین پسر خوب(خنده)
_داداش‌کوک من میرم دیگ ات خونه تنهاست حالشم‌بدع باید پیشش باشم
کوک:باشه هیونگ برو
_خدافظ
+چشامو بازکردم دلم درد میکرد
پاشدم رفتم پایین تهیونگ نبود حتما رفته بیرون
دیگ تحمل خونه نشستن و نداشتم
رفتگ بالا از کمدم یه لباس برداشتم پوشیدم و از خونه زدم بیرون
زنگ‌زدم ب نایو
+الو نایو
نایو:به ات چع عجب کجایی
+خیلی نامردی(بابغض)
نایو:چی شدع ات حالت خوبه
+واقعا خیلی نامردین هم تو هم هانی
از وقتی ک سوجین و فیلیکس گم شدن
چهار ماه میگذرع ولی شما اصلا حال منو پرسیدین
واقعا خیلی نامردین
نایو:ات ات ببخشید وقت نشد بیام پیشت
+موقع خوشیحام همیشه خودتون و میرسوندین
الان ک تو دردسر افتادم منو تو حال خودم رها کردین
فک نمیکردم اینجوری باشین
نایو:ات ببخشید بگ کجایی بیام پیشت
+نمیخام بیای خدافظ
نایو:ات صب...
گوشیو قط کردم
اصلا حالم خوب نبود ب سمت بار حرکت کردم
بعد چند دقیقه رسیدم خیلی شلوغ بود
بوی الکل همه جارو گرفته بود
رفتم نشستم و چندتا ویسکی گفتم بیارن
خیلی ناراحت وعصبی بودم
یه عالمه ویسکی خورده بودم دیگ کلا مست شدع بودم
ک یه پسر اومد نزدیگم
خیلی اشنا بود...
...ات...ات تو اینجا چیکار میکنی
+تو خیلی اشنایی کی هستی(باحالت مستی)
...پس دیگ حتی منو یادتم نمیاد
ب ی معرفت شنیدم دوتابچه داری
+بچه(بغض)
هه داشتم دیگ‌ندارم
...یعنی چی
+بچه هام گم شدن نمیدونم کجان زندن یامرده(گریه)
...ات گریه نکن
+تو کی هستی
...بی معرفت منم سونگ‌هو
نگو ک یادت نمیاد دوست صمیمیتو
+ت..ت..تویی سونگ هو(گریه)
سونگ هو:ارع منم ات
+رفتم محکم بعلش کردم
سونگ هو دلم خیلی برات تنگ‌شدع بود(گریه)
سونگ‌هو:دستمو نوازش وار کشیدم رو موهاش ات گریه نکن وگرنه منم گریم میگیرع
+سونگ هو بچه هام گم شدن دلم‌برشون تنگ شدع
سونگ هو:ات باگریه چیزی حل نمیشه گریه نکن دیگ
+نمیتونم گریه نکنم
سونگ هو:میدونم سخته ولی باید باهاش کنار بیای اتم
+«با حالت مستی گفدم» اتم؟
سونگ هو:تووهمیشه ات منی
+چی(تعجب)
سونگ هو:ات  تو این همه سال نفهمیدی ک من عاشقتم(بغض)
میدونم‌ک وقتی از مستی اومدی‌بیرون هیچی یادت نمیاد
پس همین الان بهت اعتراف میکنم
ات من دوست دارم همیشه داشتم وودارم تو تنهاعشق زندگی من بودی هستی و خاهی بود
+سونگ هو..!
سونگ هو:بیا ی بارم ک شدع ب چیزی غیر از خودمون فک نکنیم
میدونم هیچکدوم از حرفام و یادت نمیمونه(بغض)
پس این کارم و هم یادت نمیمونه
کمرشو گرفتم چسبوندمش ب خودم و لباشو مکیدم
+درسته ک مستم ولی متمعنم یادم میمونه
سونگ هو همین جوری ک لبامو مک میزد اشکاش میریخت
بخاطر اون میخاصتم یه لحظه ب هیچی فک نکنم
همراهیش‌کردم
همین طوری ک همو میبوسیدیم
دیدگاه ها (۳)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

پارت ۶۶ صدای شلیک هنوز در ایستگاه می‌پیچید.آریانا خودش را به...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

چند پارتی درخواستی

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط