{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتش نفرت قسمت ۵

اتش نفرت قسمت ۵
جیون:
دلم میخواست زمین باز شه اب شم برم تو زمین دختره ی پرو تازه یه روزه اومده تو مدرسه زبونشم درازه لبمو گاز گرفتم و دستمو به نشانه ی زدن تو صورتش بردم باالا...
هیومین:
دستشو گرفتم و گفتم هه فکر نکم بتونی این کارو بکنی ها چون همه دارن نگات میکنن بعد ولش میکنم و میرم پیش ایون نفس عمیقی بیرون میدم انگار از جبهه جنگ بر گشته بودم به دیوار تکیه میدمو با ادامسم بازی میکنم اووه تو یه روز چقدر اتفاق دیگه باید بر میگشتیم خونه اوففف چقدر ماجرا اگه این جوری روزام بگذره یه ساله پیر پیر میشم یهو بر میگردم به ایون نگاه میکنم اوه خدا این دختر چقدر با نمکه اگه ایون نبود یه ماهه پیر میشدما!!!!!
جیون:
عصابم حسابی خورد بود داشتم تنهایی بر میگشتم که کای با یه جعبه اومد دستشو گذاشت رو شونم و گفت:بیانه جیونی فقط همینو داشت دلم نمیخواست جوابشو بدم اما یکم برام عجین بود که کای برای من کفش خریده بود چشمام از خوش حالی برق زد پریدم بغلش و گفتم کایییییی مرسیییی
کای:
براش کفش خریدم از دلش در بیارم خب از خدا خواسته پرید بغلم اوه این دختر چه لوسه! ولی با نکمه

سهون:
خب همیشه روز دوم دانشگاه بازی میکنیم "جرعت یا حقیقت" اصلا حوصلشو ندارم همیشه دعوا میشه امسال نوبت دعوایه کیه نمیدونم!!!
رو تخت دراز کشیدم دستامو گذاشتم زیر سرم اوه بیخیال سهون تو که نیستی!
جیون:
دوباره مثل هر روز بلند میشم پیراهن ابی براقی پوشیدم یکم ارایش کردم رفتم روی وزنه 45 کیلو اوف چقدر چاق شدم لوپاو باد میزنم یهو جیغ میزنم و زنگ میزنم به کیو اوووووووه کیووووو امروز بازی میکنیم "جرعت یا حقیقت" حواسم نبوووود زود اماده شو دیر میرسیماا
کیو:
جیون بهم زنگ زدو گفت بازی جرعت و حقیقت داریم سریع یه لباس سفید پوشیدم و جیون اومد دنبالم رفتم سوار شدم و سریع رفتیم دانشگاه روی نیمکتا نشستیم تا بیان رای گیری کنن
کایی:
از خواب بلند میشم لباس مشکی میپوشم و شلوار سفید و با چانیول میرم دانشگاه میرم روبه روی جیون میشینم اصن روز خوبی نیس فقط دلم میخواد کرم بریزم حالا فرقی نداره به کی بخوره
هیومین:
با ایون میایم داخل اوه چرا همه نشستن میرم کنار کیو میشینم میخوان بازی کنن خدا کن به من نخوره ایون دستشو میزاره روی شونم میگه اگه به من بخوره خاک شیر میشن و پوسخندی میزنه و هر دومو میزنیم زیر خنده :خوحالا خودتونگیر دختر شاه
(میخواست ادای "جیون" در بیاره)
دیدگاه ها (۸)

بچه ها فردا میرم مدرسه 😾😾🥰😍😍🥰😍😍😍🤩(عقب مونده شدم_)وایی بالاخر...

#silence_after_you#Part4جیمین: پیرهن سفید و شلوار مشکی و کت ...

ادامه امیل بتری رو چرخند افتاد به بکی و ایون ایون:جرعت یا حق...

Iove and the moonPart25یونا: کوک میگم اگه یه روز بفهمی یه ن...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

#کپشن

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p4کوک:خب خب بفرما...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط