{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتش نفرت

اتش نفرت
قسمت ۴
هیومین:
به جیون نگاه کردم اوه خدای من این جا چرا این جوریه همه زیرابه همو میزنن
اصلا قابل تحمل نیست!
خب من پاشنه کفششو نشکستم بر خورد خودشم درست نبود اما برخورد پسره بد تر بود....


ﻛﺎﻱ :
وقتی دستمو ول کردو رفتم دستمو کشیدم تو موهام و رفتم تو کلاس بهش خیره شدم اوف بچه!!!!!! حالا یه کاری کردم چته خووو! یکم نگاه کردم به این ور دیدم سهون رفت نشست پیشش


سهون:
حرکت کای خیلی بد بود به جیون خیره شدم رفتم پیشش دستمو گذاشتم روی شونش و خواستم بهش دلداری بدم که معلم اومد تو

ﺟﻴﻮﻥ:
ﺩاﺷﺘﻢ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻳﻬﻮ ﺷﻬﻮﺕ اﻭﻣﺪﻭ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ ﮔﺬاﺷﺖ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﻢ.
ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ اﻻﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻲ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﻳﻬﻮ ﻣﻌﻠﻢ اﻭﻣﺪ ﺗﻮﻛﻼﺱ
سهون سریع رفت سر جاش منم یکم به خودم اومدمو سرمو اوردم بالا

هیومین:
زنگ تفریح خورد اومدم بیرون کلاس تکیه دادم به دیوار و نفس عمیقی کشیدم یهو ایون دستشو تو دستم قلاب کردو گف غصه نخور حل میشه!!!!!
لبخند تلخی زدمو باهم رفتیم تو حیاط ایون رفت اب بخوره که دیدم یکی داره میاد دنبالم
اوه دوباره اون دختره
جیون:
رفتم دنبالش تا دوستش رفت موهاشو کشیدمو داد زدم :یاااااااا اخرین بارت باشه با من در میوفتیا این دفعه هم کور خوندی ببخشمت و پوسندی زدم و اومدم برم
هیومین:
دستشو کشیدم و گفتم:اااا داری اشتباه میکنی نه من زیر بار زور میرم نه تو قدرت در اون حده که منو اذیت کنی پس نگران خودت باش تا خوار نشی
دیدگاه ها (۵)

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

وقتی دوست صمیمی هستین ولی دوست دختر داره ولی یه روز . . ._آر...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

آخرین دعا 16

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط