شب های قبل از تو شعر میخواندم؛
شب های قبل از تو شعر میخواندم؛
چای مینوشیدم؛
به گلدان های کوچک اتاقم میرسیدم؛
آدم ها را دوست داشتم ؛
بی هوا پریدی میانِ آرامشم ؛
بی هوا هم رفتی...
کتابِ شعرها خاک میخورند؛
چای در فنجان یخ زده است؛
گل های گلدان خشک شده اند؛
از آدم ها متنفرشده ام
"سرت سلامت... "
چای مینوشیدم؛
به گلدان های کوچک اتاقم میرسیدم؛
آدم ها را دوست داشتم ؛
بی هوا پریدی میانِ آرامشم ؛
بی هوا هم رفتی...
کتابِ شعرها خاک میخورند؛
چای در فنجان یخ زده است؛
گل های گلدان خشک شده اند؛
از آدم ها متنفرشده ام
"سرت سلامت... "
- ۶۱۲
- ۲۱ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط