حرفهای ما هنوز ناتمام...

حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی... ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود!

ساکتم !
چون یک بغض سنگی
که تمام تارهای گلویم را به راحتی قطع کرده!
حالا فقط منم و حنجره ای که فریادش سکوت است ..

کاری به کار همدیگر نداشته باشیم...
باور کنید تک تک آدم ها زخمی‌اند....
هرکس‌ درد خودش را دارد
دغدغه‌ی خودش را دارد
مشغله‌ی خودش دارد
باور کنید...
ذهن‌ها خسته‌اند
قلب‌ها زخمی‌اند
زبان‌ها بسته‌اند

آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند
آدم را آدم ها پیر می کنند.

پ.ن :
نمی بخشم کسانی رو که با لحن گفتارشون به دل آدم زخم میزنن ..
جای من دیگه اینجا نیست
خداحافظ
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

واقعا بیزارم… از همه‌چیز.هر روز، کیری‌تر و تخمی‌تر از دیروز....

**پارت ۳۱**لوله‌ی سرد و سنگینِ اسلحه روی پوستِ حساسِ شقیقه‌ا...

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

قلدر منپارت 2صبح روز بعد، ایزابلا با همون بی‌حوصلگی همیشگی، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط