game of love and hate(part 14)

صبح
ات:داشتم از پله ها میومدم پایین پام خورد به یه آدم
ات:کیاااااااا(صدای جیغ)
جی هون:اتتتت چی شده
ات:فکر کنم یکی مرده
مین هو:چه خبرتونه خونه رو گذاشتین روی سرتون
ات:مرتیکه من مردم زنده شدم اخه مگه اینجااااا جای خوابیدنه
تهیونگ:چه خبره چی شده
ات:مثلا این آقا قراره ازم حفاظت کنه ده شاعته من جیغ کشیدم آقا تازه بیدار شده
تهیونگ:باورت میشه اصلا نشنیدم جیغ کشیدی فقط احساس کردم تخت تکون خورد که فهمیدم اون جی هون بود بیدار شد
ات:ملت شوهر دارن  منم شوهر دارم خدااااایااا  یه خورده از جی هون یاد بگیر تا صدای جیغ اومد سریع اومد ببینه چی شده .هوی مین هو  برو گمشو تو اتاق من بخواب  شما دوتا برید سر میز منم صبحانه درست میکنم میام
جی هون:ات منم کمک میکنم
ات:باشه
ات:همین طوری داشتم آشپزی میکردم که دستی دور کمرم حلقه شد  برگشتم ببینم کیه دیدم لانا عه
لانا :بیبی بوی غذات کل خونه رو برداشته
ات:ددی داری خجالت زدم میکنی
ات:بعدش هم زمان زیدیم زیر خنده .لانا خیلی خوب نقش بازی میکنی وایی حالا کمک کن غذا هارو ببیریم سر میز 
لانا:باشه بیبی ات
دیدگاه ها (۳)

ترکم نکن

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

رمان عشق ممنوع

پنهان عشق

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط