قسمت سی و نه رمان آوازه زیره آب
قسمت سی و نه رمان آوازه زیره آب
...4 روز بعد... الان ساعت 5 صبه...
عاخه کودوم مشنگی الان بیدار میشه؟؟همینجوری تو ماشین به حالته نیمه بیدارم و تنها چیزاییم ک برداشتم با خودم سوار کردم هندزفری و گوشیمو کفشم بوده...هنر کردم تاریخی..ماشینه فاطی اینا هم اومد..با اینا داریم میریم..اوسکولایی هستیمااا!!
...الان هشته صبه من با آهنگه حامدهمایون بیدار شدم..مامانم اصن علاقه ی خاصی بهش داره ولی من دلم میخواد بزنم بکشمش..نمیدونم چرا..ی چیزی تو این مایه ها میخونه نمیدونم این آهنگشو حفظ نیستم...چنین کنم چنان کنم هم این کنم هم آن کنم...یکم تغییرش میدم خودم..چنین کنم چنان کنم بکش پایین نیگا کنم..پخخخخ..یه لحظه فک کو من همچین آهنگی بخونم!! بابامم گوشش کنه..من میگم هم این کنم هم آن کنم بابام میگه..توله سگ رحم داشته باش..فقط همینو کن هم آن رو نکن دیه گناه داره..مامانمم حتمن میگف..خجالتم خوب چیزیه..پرو پرو اومده آماره کردناشو به من میده..کیانوشم میگف..واسه بقیه هم سالم بزار همشو تنهایی نکن..یه همچین خونواده ای دارم.. :)
-من گشنمه صبونه ام نخوردم...
-الان یه جا وامیسیم نون میخریم
...جلو یه نون وایی واساد..فاطی اومد پشته شیشه تق تق تق زد مامانمم بیس متر پرید هوا..خواست شیشه رو بده پایین ولی ماشین خاموش بود واس همین درو باز کرد...
-سلام خاله جووون
-سلام عزیزم..جونم؟
-میگم چیزه..علی رو صندلی عقب کلن خوابیده بعدش جای من نیست مامان و بابام گفتن که بیام اینجا...
هه..چه بابای بی غیرتی دخترشو میفرسته تو ماشینی که دو تا پسر توشه..من نمیدونم اگ خواهر داشتم بابام چیکار میکرد ولی عموم هیچ وخ نمیزاره دختر عموم بیاد تو ماشینه واس اون میگم..
-خب دخترم من میرم عقب میشینم تو جلو بشین..
-نه نه نه اصلن..شما بزرگ ترین باید جلو باشین زشته من جلو بشینم...
بالاخره با کلی تعارف اومد ور دسته من نشست..عاخه من میخواستم کناره شیشه باشمممآ..!!وللش اصن..هی یه نگاهم بمن میکرد..از عمد من اونورو نیگا میکردم همش..گردنم درد گرفت به خدا..عاخه خیییلی پروئه..قرار شده بود نزدیکای شهره کرد یه شهر دیه هس اسمش سامانه بریم اونجا شب وایسیم...ظهر ساعت سه رسیدیم و داشتیم دنباله ویلائه میگشتیم..پخخخ ما خعلی پول داریم!! نه عامو یه ویلا ماله دوس بابامه..تو یه خیابونه بودیم همش باغ و ویلا های بزرگ بزرگ بود..بابام یه جاوایساد پیاده شد..دنبال آدرس بود..
...4 روز بعد... الان ساعت 5 صبه...
عاخه کودوم مشنگی الان بیدار میشه؟؟همینجوری تو ماشین به حالته نیمه بیدارم و تنها چیزاییم ک برداشتم با خودم سوار کردم هندزفری و گوشیمو کفشم بوده...هنر کردم تاریخی..ماشینه فاطی اینا هم اومد..با اینا داریم میریم..اوسکولایی هستیمااا!!
...الان هشته صبه من با آهنگه حامدهمایون بیدار شدم..مامانم اصن علاقه ی خاصی بهش داره ولی من دلم میخواد بزنم بکشمش..نمیدونم چرا..ی چیزی تو این مایه ها میخونه نمیدونم این آهنگشو حفظ نیستم...چنین کنم چنان کنم هم این کنم هم آن کنم...یکم تغییرش میدم خودم..چنین کنم چنان کنم بکش پایین نیگا کنم..پخخخخ..یه لحظه فک کو من همچین آهنگی بخونم!! بابامم گوشش کنه..من میگم هم این کنم هم آن کنم بابام میگه..توله سگ رحم داشته باش..فقط همینو کن هم آن رو نکن دیه گناه داره..مامانمم حتمن میگف..خجالتم خوب چیزیه..پرو پرو اومده آماره کردناشو به من میده..کیانوشم میگف..واسه بقیه هم سالم بزار همشو تنهایی نکن..یه همچین خونواده ای دارم.. :)
-من گشنمه صبونه ام نخوردم...
-الان یه جا وامیسیم نون میخریم
...جلو یه نون وایی واساد..فاطی اومد پشته شیشه تق تق تق زد مامانمم بیس متر پرید هوا..خواست شیشه رو بده پایین ولی ماشین خاموش بود واس همین درو باز کرد...
-سلام خاله جووون
-سلام عزیزم..جونم؟
-میگم چیزه..علی رو صندلی عقب کلن خوابیده بعدش جای من نیست مامان و بابام گفتن که بیام اینجا...
هه..چه بابای بی غیرتی دخترشو میفرسته تو ماشینی که دو تا پسر توشه..من نمیدونم اگ خواهر داشتم بابام چیکار میکرد ولی عموم هیچ وخ نمیزاره دختر عموم بیاد تو ماشینه واس اون میگم..
-خب دخترم من میرم عقب میشینم تو جلو بشین..
-نه نه نه اصلن..شما بزرگ ترین باید جلو باشین زشته من جلو بشینم...
بالاخره با کلی تعارف اومد ور دسته من نشست..عاخه من میخواستم کناره شیشه باشمممآ..!!وللش اصن..هی یه نگاهم بمن میکرد..از عمد من اونورو نیگا میکردم همش..گردنم درد گرفت به خدا..عاخه خیییلی پروئه..قرار شده بود نزدیکای شهره کرد یه شهر دیه هس اسمش سامانه بریم اونجا شب وایسیم...ظهر ساعت سه رسیدیم و داشتیم دنباله ویلائه میگشتیم..پخخخ ما خعلی پول داریم!! نه عامو یه ویلا ماله دوس بابامه..تو یه خیابونه بودیم همش باغ و ویلا های بزرگ بزرگ بود..بابام یه جاوایساد پیاده شد..دنبال آدرس بود..
- ۸.۸k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط