سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش✔

سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش✔

سلامتی اون شب✔

سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتن✔

اما پسر خندید تا جشن خراب نشه✔

سلامتی اون خنده ی زوری✔

سلامتی عروسی که ماه شده بود✔

سلامتی عاقدی که اومد✔

سلامتی شناسنامه ها✔

سلامتی بغض پسر✔

سلامتی بار اول✔

سلامتی بغض پسر✔

سلامتی بار دوم✔

سلامتی بغض پسر✔

سلامتی بارآخر✔

سلامتی پلاک زنجیری✔

که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت تو جیب موند✔

سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد✔

سلامتی اجازه بزرگترها✔

سلامتی بله✔

سلامتی بغض پسر✔

سلامتی چشم خیس دوستان✔

سلامتی اون حلقه که جایگزین حلقه پسر شد✔

سلامتی ماشین عروس✔

سلامتی سستی زانو✔

سلامتی سیاهی چشم✔

سلامتی اون شب✔

سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد✔

سلامتی چشمای خیس✔

سلامتی یه عمر تنهایی✔

سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد✔

سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه✔

سلامتی امشب✔

سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز✔

 به عشقشون نرسیدن✔

سلامتی هر چی عاشقه ✔
دیدگاه ها (۱۰)

#تکپارتیجونگین/ا.تساعت از ۱۲ نیمه شب میگذشت و داشت تو خیابون...

ابلیس

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 27دو روز گذشت...

سناریو تهیونگ

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

رمان تهکوک

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط