چند روز پیش رفته بودم یک اداره ای

چند روز پیش رفته بودم یک اداره ای
نزدیک صدتا کارمند داشت
بعد بجز آبدارچی و نگهبان دم در
ویکی دونفر آقا
بقیه کارمندا همه خانم بودن!!!
بعدش رفتیم برای ماشین دوستم کمی قطعه بخریم لوازم یدکی 5تا فروشنده داشت 4 تاش خانم بودن!!!
آقا رفتیم نهار فلافل بخوریم اونجا هم دوتا خانم بودن فلافل می پیچیدن میدادن دست مردم!!!
رفتیم قهوه خونه به قول معروف بعد مدت ها یه دودی بگیریم یه چای بخوریم
بازم اونجا دوتا خانم کار میکردن 🤦‍♂️🤦‍♂️
بعد میان میگن سن ازدواج دخترا پسرا رفته بالا کسی تمایلی به ازدواج نداره
میری سراغ دخترا میگن خواستگار نیست کلا، یا اگر هم باشه مورد مناسبی نیست! شغل نداره خونه نداره ماشین نداره!
میری سراغ پسرا میگن کار نداریم آینده نداریم کی به ما زن میده
اگر دخترا هم قبول‌ کنن
ما توی این اوضاع بیکاری جرأت نداریم زن بگیریم
خب وقتی خانما که خیلی هاشون اصلا نیازی به کار و شغل بیرون ندارن
این همه کار مردونه را اشغال کردن
خب این پسر بدبخت کجا بره استخدام بشه که بخواد کار کنه که بعدش تشکیل خانواده بده؟؟
دیدگاه ها (۳)

سلام داداشا

چند پارتی درخواستی

پارت ۱۶

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

مافیای من

مهمونی خطرناک پارت=8ادامه ویو جونگ کوک:نگاه ریزی بهم انداخت ...

پارت ۱ ویو ا.ت مثل همیشه نامجون با اون جِدیتی که فقط جلوی دا...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط