#پسرونہـ_بِخونـ[=👐

#پسرونہـ_بِخونـ[=👐
یِہـ ـپِسَریـ ـعآشِقـ ـبود ـدَرد ـدآشتـ
ـتَنهآ ـبود ـبآ ـخُدآ ـحَرفـ ـدآشتـ
ـوَلیـ ـعونـ ـروز ـنَہـ ـفَردآشـ
ـخوآستـ ـگِریِہـ ـکُنِہـ ـخآلیـ ـشِہـ ـدَردآشـ
ـهَمینـ ـکِہـ ـخوآسـ ـبِریزہـ ـاَشکآشـ
ـخُدآ ـزَد ـرو ـشونَشـ ـو ـگُفتـ ـمَرد ـبآشـ
#به_افتخار_پسرایی_که_هنوزم_موندن_و_با_دردن_اما_همیشه_میخندن😌 💙
#girls_wild
#no_copy_block
دیدگاه ها (۲۷)

پارت ۴

هرچی بیشتر به ساحل می‌رسید آروم تر میشد. چیزی تو این دختر بو...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

.قتل. پارت پنجم

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPart 2/2کیوکا کنار دخت...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط