پر پرواز ندارم،
پر پرواز ندارم،
امادلی دارم و حسرت درناها،
و به هنگامی که مرغان مهاجر ،
در دریاچه ماه تاب پارو میکشند،
خوشا رها کردن و رفتن...
خوابی دیگر ،به مردابی دیگر !!
خوشا ماندابی دیگر ،به ساحلی دیگر،
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن...خوشا رهایی...
خوشااگر نه زیستن،مردن به رهایی!
آه
این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند .
احمد شاملو
امادلی دارم و حسرت درناها،
و به هنگامی که مرغان مهاجر ،
در دریاچه ماه تاب پارو میکشند،
خوشا رها کردن و رفتن...
خوابی دیگر ،به مردابی دیگر !!
خوشا ماندابی دیگر ،به ساحلی دیگر،
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن...خوشا رهایی...
خوشااگر نه زیستن،مردن به رهایی!
آه
این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند .
احمد شاملو
- ۵.۱k
- ۱۹ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط