{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پـرِ پـرواز ندارم

پـرِ پـرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرنـاها

و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچه‌ی ماه‌تاب
پارو می‌کشند،
خوشا رهــا کردن و رفتــن!
خوابی دیگــر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مُردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند

احمد شاملو
دیدگاه ها (۵)

...

...

ای....

اره واقعا کم پیدا میشه...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پرپرواز ندارماما...دلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغا...

،...... پـرِ پـرواز ندارم امّا دلی دارم و حسرتِ دُرنـاها و...

پر پرواز ندارم،امادلی دارم و حسرت درناها،و به هنگامی که مرغا...

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

پرِ پرواز ندارمامادلی دارم و حسرت دُرناهاو به هنگامی که مرغا...

پـرِ پـرواز ندارمامّادلی دارم و حسرتِ دُرنـاهاو به هنگامی که...

پـرِ پـرواز ندارمامّادلی دارم و حسرتِ دُرنـاهاو به هنگامی که...

پـرِ پـرواز ندارم   امّا دلی دارم و حسرتِ دُرنـاها       و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط