{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶۴

پارت ۶۴

ویو صبح

جیمین چشماشو باز میکنه و اولین چیزی که میبینه ات هست که صدا های وحشت ناکی
میشنوه و سریع بلند میشه و از پنجره میبینه
که داخل عمارت جنگ شد و گرگینه ها حمله کردن ات هم بیدار میشه و جیمین رو میبینه
وحشت زده و داره بیرون رو از پنجره نگاه میکنه

ات: جیمین چی شده
جیمین: ا.. اما جنگ ق. رار بود فردا باشه... شکه و ترس....
ات: چی جنگ شده.... ترس....
جیمین: ات به خونت نیاز دارم
ات: عوممم باشه

جیمین به سمت ات میره و از گردن ات خون میخوره ات دستشو روی لباس جیمین میزاره و چنگ میزنه و از درد ناله میکنه جیمین به اندازه کافی خون خورد دندون نیششو بیرون میاره
ولی سرش هنوز تو گردن ات بود چون گردن ات روی خون میداد یه دفعه یه گرگینه میاد داخل اتاق صدای خرخر گرگینه کل اتاق رو پر کرده بود
اون گرگینه عموی لارا بود
( خب فالوورای گلم 💐 اینجا باید یه نکته ای رو خدمتتون عرض کنم سال ها قبل یعنی سال های خیلی دور لارا و جیمین باهم تو یه مدرسه و در یک کلاس بودن لارا و جیمین باهم تو رابطه بودن * جیمین دوست پسر لارا بود *
بعد جیمین به لارا قول داد باهم ازدواج کنن لارا هم رفت به عموش گفت لارا پدر نداشت عموش اینو بزرگ کرد بعد دو سال جیمین فهمید یه خوناشام سلطنتی بود ولی لارا یه خوناشام اصیل بود این دو سطحشون خیلی اختلاف داشت
پدر جیمین که همون وزیر هست هیچ وقت اجازه نداد جیمین و لارا باهم ازدواج کنن و خب قلب لارا شکست برای همین تصمیم گرفت اگه جیمین عاشق کس دیگه ای بشه اونو بکشه)
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:19(ویو جونگکوک)(فلش بگ به چند...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

bts

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

تکپارتی جونگ کوک

contact🍷#contract 𝑃𝑇4ویو جیمین:(برای اولین بار! دست بزنید تش...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط