{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم، چ

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم، چه آسان لحظه را به کام هم تلخ می کنیم و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذت با هم بودن را، چه زود دیر می شود و نمی دانیم که فردا می آید وشاید ما نباشیم..
دیدگاه ها (۴)

زندگی یه پل قدیمیه، به این فکر نکن اگه تنها ازش بگذری دیرتر ...

یادم باشد:ثروت و موقیعت و...باعث برتری من نسبت به دیگران نمی...

«انتخاب» دشوارترین لحظه برای انسان است..وقتی «لحظه ی انتخاب»...

اولین روز دبستان!بازگرد / کودکی های قشنگم!بازگرد / کاش می شد...

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.در آن نگاهِ پرسشگرِ اولی...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جیم...

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

پشت لبخند جیمین پارت پنجمروز بعد، برخلاف چیزی که انتظار داشت...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏چند روز گذشته بودجیمین هر روز بیشتر از ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

با تو! همیشه پارت ۲

پارت ۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.سوفیا بود.ـ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط