وقتی دخترشو دوست نداشت 💔

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔
پارت ۳
ویو ات
اون بهم سیلی زد هه انتظار چیزه دیگه ای هم نداشتم یه قطره اشک از چشمم افتاد

شوگا: خفههه شوووووو ( عربده)
ات: بابااااا....هق...م..من...هق....خیلی دوست.....هق داشتم......هق....این حقه من نبود ( گریه شدید)

ویو ات
بعد از اینکه اون حرفو زدم حس کردم دستام میلرزن ، لرزشی که نمیتونستم کنترلش کنم بابام خواست حرفی بزنه که از خونه زدم بیرون نمیدونستم کجا میرم فقط توی خیابون ها می‌دویدیم و گریه میکردم یهو نفهمیدم چی شد و سیاهی....

ویو شوگا
الان که بهش فکر میکنم من خیلی بهش بدی کردم من چطور پدری هستم باید برم دنبالش و از دلش در بیارم که بلخره پیداش کردم خواستم برم سمتش که.......

خیلی خیلی ببخشید که کمه 💔

خماری 😁
چطور بود ؟؟
دیدگاه ها (۲۳)

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

وقتی بهت خیانت کرد

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

وقتی عموت بود

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط