{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
part: ⁵
ات : وایی خدای من دلم برای همتون تنگ شده بود عسل خوبی شوهرت کوش ندیدمش . چیکارا میکنی .
عسل : خودت میدونی که علی پرستاره اصلیه بعد سر جراحی های مهم نیازش دارن دیگه بعد من با مامانم اینا اومدم عمه رو ببینم دیدم تو هم اینحا هستی خوش حال شدن تازه دارم مامانم میشم سه ماهه که باردارم .
ات: وایی مبارکه .
ته: تو رو خدا بگو بینم با اون لحنش داره چی میگه .
ات : هیچی باز داره شغل شوهرش رو میکنه توی چشمم که سینگل ام بزنه سرم تازه باردارم هست الان اونم میخواد بزنه توی سرم از اول هم سن بودیم اون ۱۹ سالگی ازدواج کرد .
ته: آهان توی ایران چطوریه .
ات: دختره خواستگاراشون زیار باشه اون دختر از همه بهتره .
جیمین: چقد خواستگار داشتی ؟
ات: نمیدونم زیاد بودن . از ۱۶ سالگیم در خونمون رو بریده بودن منم که آرمی اصن بهشون نگا نمیکردم .
ات دختری نبود که چیزی رو پرده یا مثلا بزنه سر کسی در کل دختر خانومی بود .
کوک: ات اینحا چطوری خواستگاری میکنن .
ات: وا خواستگاری با خواستگاری یکیه دیگه .
کوک: عه جدی .
ات: بعله .هوف خدای من
هوسوک: عروسی هاتون چجوری یه مثلا .
ات : اون رو فردا میگم الان نمیشه آخه .
مادر ات :ات دخترم ببینم میتونی پس فرا بیای عروسی دختر خالت .
ات: کدوم چرا به من نگفتید نامزد کرده ها .
مادر ات: عروسی بارانه گفتم ناراحت میشی بفهمی نمیتونی بیای .
جین: چی شده ات ؟
ات: عروسی دختر خاله امه . وای خدای من نمیتونم برم کار دارم باید تهران گردی کنیم .
نامحون: چرا میتونی ما رو با مراسم های عروسی ایران هم آشنا میکنی راستی شنا برای کدوم قوم ایرانید ؟
ات: ما ترکیم اونم ترک تبریز . (بچه ها کسی که درخواست داده ترک هیست عین من ب ای تبریز ترکه ولی تهران زندگی میکنه تمامی اسم ها هم ذهنی هست)
ات : چایی هاتون سرد شد میل کنید با قند شکلات و شیرینی .
آور بهشون یاد داد با قند چایی بخورن هوای اون شبم سرد بود .
همه یهو رفتن حیاط .
یونگی: هی اینا کجا رفتن . رفتن اون پشت مشتا ....
ات: عهه یونگی شی زشته این حرف ها درسته رفتن دود کنن ولی قلیون گناه نداره .
(وایسا اینا قلیون ندارن ها )
رفتن حیاط بگیه دسته آقایون داشت قلیون می‌کشیدن و حرف میزدن و خانوم ها هم داشتن درباره ی عروسی حرف میزدن .
یونگی: میگم نمیشه ما هم دود کنیم ار اینا .
جین: منم میخوام .
ات: بابا همون ویوه .
کوک: تچ منم میخوام مست نمیکنه که .
ات: وای خدا ات یه قلیون آماده کرد اون قلیون از اون ۸ لوله ها بود نی قلیون ها رو زد و گفت : نه اصن ول کنید آرمی ها ناراحت میشن ات گرفت جمع کرد اینا هم به احترام اا هیچی نگفتن.
ات : آره همینم مونده خوی حیاط خونه ی ما بکشید بعد فردا یقه منو بگیرن .
اینو ترکی. گفت .
دیدگاه ها (۷)

سر این پارت شما میخواید با رسوم عروسی ترک ها آشنا بشید .چند ...

چند پارتی part:⁷همه رفتن خوابیدن که ات هدفون اش رو گذاشت و ...

چند پارتی درخواستیpart:⁴نامجون : ما مشخص نمی‌کنیم با مدیر بر...

چند پارتی part: ³ات برگشت پیش اعضا . کوک: یا حضرت مسیح این چ...

#برادر ناتنی من

dark love

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

دختر کوچولوم part 28 ویو راوی . ات و دخترا رفتن خونه و رسیدن...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

پارت⁸:))

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط