🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡

🧡🍂#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡






من #بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند.
نیمم آتش سوخت، #نیم‌دیگرم را باد برد...✍️📸



#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۳/۰۸/۰۱

۲۰:۴۵⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۰)

🍂🇮🇷 ایران جان؛ جاده‌ی پاییزی، تنِ طلایی و زیبای چالوس 🇮🇷🍁🍂😍 ...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

پارت ۹

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط