ادامه پارت 9و 10

ادامه پارت 9و 10
پارت ۲
بود
گفتم هرکاری میخوای انجام بده وقتی بوسیدمش خیلی خیلی خیلی آروم شدم حتی آروم تراز وقتی که مینسو رو بغل میکردم خیلی آروم آروم ترین لحظه زندگیم
نمیدونم چرا من مدت ها بود به کسی اعتماد نکردم ولی حالا حالا بدون اینکه بدونم به مینهو اعتماد کردم یه حس خاصی بدون اینکه من ازش بخوام جواب مینسو رو میداد خیلی وقت بود‌ که نمی خندیدم و فقط لبخند محو میزدم اما کارای مینهو منو به خنده وا میداشت مجبور میکرد که بخندم
بهم گفت که میخواد کمکم کنه و یه نقشه داره وقتی که اسم دنیل رو گفت ناخوداگاه ناراحت شدم یه لحظه یه حس فوق العاده بد بهم تحمیل شد ولی وقتی که گفت داداششه حالم برگشت وقتی که اسم دایان رو آورد و بدون اینکه من ازش بخوام گفت که کیه حالم بهتر از قبل شد بهش پیشنهاد دادم جایی رو که هیچ کس بجز خودم نمیدونست کجاست رو ببینه وقتی که داخل آسانسور مکعبیم روی سینم سرش رو گذاشت تپش قلبم خیلی زیاد شد و یه حس فوق خفن بهم تحمیل شد وقتی که نوازشش میکردم احساس خوبی پیدا میکردم. وقتی آسانسور ایستاد اینقدر قشنگ خوابیده بود که دلم نیومد بیدارش کنم منی که حتی خواهرمم وقتی میخوابید هر چند

ادامه الان گذاشته میشه🌸🌺

#پارت۹و۱۰

#BTS

#chimi

@828682
دیدگاه ها (۱۰)

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۴ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 12#لینو #فیکشنساعت ۱۱ شب ـ خانه‌ی م...

روز اولی که باهات حرف زدم یه حسی میگفت زیاد دل نبند ها تهش ق...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

چند پارتی

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

وقتی دوست پسرت بود💛پارت ۱ ویو جولیکا:داشتیم نوشیدنی میخوردیم...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۷آخرین زنگ مدرسه خورد.هان کیفش را برد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط