🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 12

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 12

#لینو #فیکشن

ساعت ۱۱ شب ـ خانه‌ی مینهو

لونا روی مبل نشسته بود و از سرما می‌لرزید. مینهو که از اتاقش بیرون آمد، با دیدن او اخم کرد.

مینهو: چرا اینجا نشستی؟

لونا: چون اتاقم سرده. مشکلی داری؟

مینهو بدون جواب دادن، پتوی خودش را روی شانه‌های لونا انداخت و یک لیوان شیر گرم جلویش گذاشت.

لونا: تو واقعاً مریضی! یه دقیقه باهام دعوا می‌کنی، دقیقه‌ی بعد برام شیر میاری!

مینهو: بخور و ساکت شو.

لونا خندید و مینهو برای لحظه‌ای محو خنده‌اش شد.

لونا: چیه؟ چرا نگام می‌کنی؟

مینهو: دارم فکر می‌کنم چطور ممکنه یه نفر این‌قدر رو اعصاب باشه!

لونا بالش را به طرفش پرت کرد.

لونا: ازت متنفرم!

مینهو: چه تصادفی! منم همین‌طور!

اما وقتی لونا خوابش برد، مینهو آرام پتو را روی او مرتب کرد.

چند لحظه به صورتش نگاه کرد و زیر لب گفت:

مینهو: نمی‌فهمم چرا وقتی ناراحتی، منم حالم بد می‌شه... چرا وقتی نیستی، دنبال صدات می‌گردم...

مکث کرد و آهسته ادامه داد:

مینهو: لعنتی، لونا... فکر کنم دارم عاشقت می‌شم.

بعد سریع از جا بلند شد و به اتاقش رفت؛ بدون اینکه بداند لونا تمام حرف‌هایش را شنیده است!

لونا لبخند کوچکی زد.

لونا: پس آقای مینهو هم بالاخره عاشق شد...

اما ناگهان لبخندش محو شد.

لونا: نه... من نباید عاشق دشمنم بشم.


---

صبح روز بعد

مینهو وارد آشپزخانه شد. لونا با دیدنش لبخند مرموزی زد.

لونا: صبح بخیر، شوهر عاشق‌پیشه!

مینهو با تعجب نگاهش کرد.

مینهو: چی گفتی؟

لونا فنجانش را برداشت.

لونا: هیچی! فقط دیشب خواب دیدم یکی بهم گفت عاشقمه!

مینهو سرفه‌ای کرد و نگاهش را دزدید.

مینهو: خواب‌هات خیلی مسخره‌ان!

لونا خندید و از آشپزخانه بیرون رفت.

مینهو زیر لب گفت:

مینهو: لعنتی... نکنه شنیده باشه؟

ادامه دارد... 🖤
دیدگاه ها (۳)

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

پارت 2

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴۰ صبح آخرین روز مدرسه بود.حیاط خلوت‌ت...

.....پارت دوم.....

چندپارتی یونگی

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

| **تک‌پارتی | آخرین شب قبل از رفتن** || ---------- | ------...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط