{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part5

به جونگی.......دستگاه تنفسی وصل بود...
ا.ت:چیییشدهههههه
م.ج:خانم باید ببریدش دکتر
بورام:چیییییییییی؟چرا اینطوری شده
ا.ت:بدو بورام باید ببریمش بیمارستان
بورام: باشه...
جونگی رو برداشتیم و رفتیم.چندتا از دوستاش هم اونجا بودن
دوست.جونگی:خاله چش شده؟
ا.ت:عزیزم منم نمیدونم..
رسیدیم به ماشین...
ا‌.ت:ماماننن؛بیدار شوو(با گریه‌ی شدید)
بورام:عزیزم گریه نکن....
رسیدیم به بیمارستان.
جونگی رو روی برانکارد گذاشتن و به یه اتاق بردنش و من هم فقط داشتم گریه میکردم
بورام:آروم باشش
ا.ت:نمیتونممم اون بچه منهههه
بورام:هق،یکم صبر کن...
(پرش زمانی به یکساعت و نیم بعد)
منشی:خانم کیم
ا.ت:بله..هقق،پسرم کجاست؟؟
منشی:پسرتون رو به بخش مراقبت های ویژه بردن.
ا.ت:حالش،خوبه؟
منشی:بله،فقط خانم دکتر جانگ باهاتون کار دارن.
ا.ت:باشه..
بورام:دیدی ا.ت؟
ا.ت:چیرو؟
بورام:دیدی چیزیش نشده؟
ا.ت:آره...
بورام:خب برو ببین انگار دکتر جانگ باهات کار داره.
ا.ت:اونی میشه توهم باهام بیای؟؟
بورام:من؟؟!!
ا.ت:آره
بورام:خب..باشه
باهم رفتیم بالا.
د.ج:او سلام خانم کیم
ا.ت:سلام..
د.ج:به موقع اومدین.وگرنه ممکن بود سکته کنن
ا.ت:خب...باید جراحیش کنین؟؟؟
د.ج:خب متاسفانه...بله و برای اینکار نیاز به رضایت [پدرشون دارن]...
کپی ممنوع🚫
دیدگاه ها (۶)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

مافیای من

سناریو مایکی پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط