{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی

پر از نوشتن شعری که تو نمی خوانی



دلم گرفته از این غصه های از سر هیچ

دلم گرفته از این بغض های طوفانی



از آن صدای زمخت و غریب تلوزیون

از این سکوت غم انگیز و تلخ و طولانی



دلم گرفته از این حرفهای تکراری

از این "به من چه "،"برو بی خیال "، "خود دانی!"



از اینکه می رسی از راه و می روی ناگاه

فقط به نیّت اینکه مرا برنجانی



از اینکه آخر هر بار درد دل کردن

رسیده ام به پریشانی و پشیمانی



از اینکه گریه کنم،شاید از سر اجبار

بپرسی از من و این چشمهای بارانی



کمی کنار من و غصه هام بنشینی

کمی به حال من خسته ،دل بسوزانی



دلم گرفته از اینکه همیشه دور از تو

دلم گرفت و گذشتی از آن به آسانی



دلم گرفته و امشب دوباره تنهایی

و باز شعرجدیدی که تو نمی خوانی...



| بیتا امیری |
دیدگاه ها (۱)

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

@nphotography

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

فردا فردا کردن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط