الهی!

الهی!
گفتی کریمم؛
امید برآن تمام است.


که چون کَرَم تو در میان است،
نا امیدی حرام است.

الهی!

دانایی ده که از راه نیفتیم و
بینایی ده تا در چاه نیفتیم.


دست گیر که دستاویزی نداریم، بپذیر که پای گریزی نداریم ...
دیدگاه ها (۳)

الهی...دستم گیر که دستاویز ندارمو عذرم بپذیر که پای گریز ندا...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

الهی! گفتی کریمم؛ امید برآن تمام است. که چون کَرَم تو در میا...

الهی! گفتی کریمم؛ امید بر آن تمام است. که چون کَرَمِ تو در م...

الهی! گفتی کریمم؛ امید برآن تمام است. که چون کَرَم تو در میا...

‏‎☆☆☆☆‏‎نیایش بسیار زیبای شبانه...الهی!... گفتی کریمم؛ امید ...

الهی! دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط