درد دوری
"درد دوری "
پارت 22
قطره قطره خون داره میریزه
ثانا : خب نظرت نمیخوای بگی
تایاکی : عمرا
ثانا :عالییییی
تایاکی : عمرا توی تله تو بمونم
ثانا : به خودت دوروغ نگو مثل بقیه نباش تو داخل یک تله هستی و تله فقط زمانی آرواره هاشو باز میکنه که مرده باشی
میدونی سگای مثل تو باید بمیرن
تایاکی : اگه سگه بمیره که برای تو بعد میشه پس گله چی
ثانا : سگه حذف میشه و بجاش سگه دیگه میاد
تایاکی : ولی از کجا معلوم که اون سگ وفادار باشه
ثانا : سگه وفاداریشو صابت کرده
تایلکی : شگ دارم
ثانا : سگ جدید جلوی روته
تایاکی : شیطان در جلد سگ جالبه
ثانا : اره ولی شیطان به بنده هاش وفاداره
حالا وقت خوشگذرونی
ثانا یک چاقوی کند برداشت و شروع کرد به جراش انداخت روی بدن تایاکی
همنطوری ادامه داشت تا ثانا رفت و یک شوکر اورد
ثانا : امید وارم پودر نشی و شوکر ورشن کردن
اون ور سمت بچه ها
سانزو : من میترسم
ران :من الان میرینم به خودم
ریندو : من تا یک ماه نزدیکش نمیشم
کوکو : هرچی پول بخواد بهش میدم
سانزو ، ران ، ریندو ، کوکو : ثانا ترسناکههههههه
مایکی : عادی
کاکوچو : سانزو یادت نره دوز بالا برای ثانا قرص درست کنی فکر کنم این دوز دیگه کار ساز نیست
سانزو : صددرصددددد
سمت ثانا
تایاکی : بدون من اخرش از این کابوس بیدار میشم
ثانا : تو هرگز این کابوس فرامش نمیکنی چون من نمیزارم که بیدار بشی پس باواقعت روبه رو شو
تایاکی : دختره اشغال عوضی
ثانا : هر توهین مساوی با یک شمع
تایاکی : شمع
ثانا رفت تیشرت تایاکی پاره کرد و رفت دوتا شمع اورد و روی هر شونش گذاشت و روشن کرد
و رفت نشست
ثانا : این روش شکنجه دوست دارن پر درده
یکم که گذشت قطرات اب شده شمع روی بدن تایاکی میربختن و هر بارم صدای فریاد زیاد میشود (نور شنع و زخمای تایاکی به گاش دادت کاملا )
تایاکی : اییییی تمومش کنننن
ثانا : چیو (رگ یادیسمی )
تایاکی : همین الان
(ممه نان خوندین و سر اونای که خیلی ترسیدن نگران نباشید این جنگم تموم میشده و منم چنتا پارت همین امروز میدم )
پارت 22
قطره قطره خون داره میریزه
ثانا : خب نظرت نمیخوای بگی
تایاکی : عمرا
ثانا :عالییییی
تایاکی : عمرا توی تله تو بمونم
ثانا : به خودت دوروغ نگو مثل بقیه نباش تو داخل یک تله هستی و تله فقط زمانی آرواره هاشو باز میکنه که مرده باشی
میدونی سگای مثل تو باید بمیرن
تایاکی : اگه سگه بمیره که برای تو بعد میشه پس گله چی
ثانا : سگه حذف میشه و بجاش سگه دیگه میاد
تایاکی : ولی از کجا معلوم که اون سگ وفادار باشه
ثانا : سگه وفاداریشو صابت کرده
تایلکی : شگ دارم
ثانا : سگ جدید جلوی روته
تایاکی : شیطان در جلد سگ جالبه
ثانا : اره ولی شیطان به بنده هاش وفاداره
حالا وقت خوشگذرونی
ثانا یک چاقوی کند برداشت و شروع کرد به جراش انداخت روی بدن تایاکی
همنطوری ادامه داشت تا ثانا رفت و یک شوکر اورد
ثانا : امید وارم پودر نشی و شوکر ورشن کردن
اون ور سمت بچه ها
سانزو : من میترسم
ران :من الان میرینم به خودم
ریندو : من تا یک ماه نزدیکش نمیشم
کوکو : هرچی پول بخواد بهش میدم
سانزو ، ران ، ریندو ، کوکو : ثانا ترسناکههههههه
مایکی : عادی
کاکوچو : سانزو یادت نره دوز بالا برای ثانا قرص درست کنی فکر کنم این دوز دیگه کار ساز نیست
سانزو : صددرصددددد
سمت ثانا
تایاکی : بدون من اخرش از این کابوس بیدار میشم
ثانا : تو هرگز این کابوس فرامش نمیکنی چون من نمیزارم که بیدار بشی پس باواقعت روبه رو شو
تایاکی : دختره اشغال عوضی
ثانا : هر توهین مساوی با یک شمع
تایاکی : شمع
ثانا رفت تیشرت تایاکی پاره کرد و رفت دوتا شمع اورد و روی هر شونش گذاشت و روشن کرد
و رفت نشست
ثانا : این روش شکنجه دوست دارن پر درده
یکم که گذشت قطرات اب شده شمع روی بدن تایاکی میربختن و هر بارم صدای فریاد زیاد میشود (نور شنع و زخمای تایاکی به گاش دادت کاملا )
تایاکی : اییییی تمومش کنننن
ثانا : چیو (رگ یادیسمی )
تایاکی : همین الان
(ممه نان خوندین و سر اونای که خیلی ترسیدن نگران نباشید این جنگم تموم میشده و منم چنتا پارت همین امروز میدم )
- ۸.۵k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط