دوستانِ من همه کرب و بلا را دیده اند

دوستانِ من همه کرب و بلا را دیده اند
نوبت من که شده، امروز و فردا می کنی

کربلا میخواهم آقا التماست می کنم
گریه دارم می کنم... داری تماشا می کنی؟!

آخرش هم ضامنم سلطان مشهد می شود
بعد از آن برگِ براتم را تو امضا می کنی
دیدگاه ها (۵)

استی: برای میان‌وعده‌ی شب چی می‌خوری؟؟🦊: فردا اجرا داریم، پس...

پایان: خانواده‌ای که خودت انتخاب کردیشب، همگی توی سالن جمع ش...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

❇️ #کمبوجیه و کشتن #همسر باردار خود !!! ▪️در منابع تاریخی آم...

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

استی: لینو، با سن جدیدت چه حسی داری؟ فکر می‌کنی چیزی تغییر ک...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط