{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جین

ویو جین
داخل خونه نشسته بودم حوصله ام سر رفته بود به نامجون قول دادم که تا چند سال اینده از خونه بیرون نرم نمی‌دونم ولی گفت توضیح میدم بهت
شبکه ها رو جابه جا میکردم و مشغول کار کردن با گوشی بودم که نامجون وارد شد
¢سلام

~سلام خوبی؟

¢مرسی نامجون من حوصله ام سر می‌ره

~خوب با گوشیت بازی کن

¢اونم مسخره شده

~اممممم گیم دوست داری ؟

¢اره بریم بگیریم

~من میرم تو بمون

¢پس باید توضیحی برای این کارات داشته باشی

~دارم

¢منطقی نباشه میزنمت

~برو بچه الان میام مراقب باشی ها

¢باش الان همسایه میاد میزنم

~کلید دارم در رو بروی هیچ کس باز نکن

¢الان درو قفل میکنم کلید هم میزارم پشتش

~عقل کل پس چطور در رو باز کنم

¢کلید داری

~هعی خدافظ

¢خدافظ

¢هعی همه دوست دارن ماهم داریم

~شنیدم

¢چکارت کنم

~دیگه زر نزن

¢برو بگیر رود بیا

~باش خدافظ

¢همین الان خدافظی کردم

~ایشششش

رفتم و یه چند تا گیم هم خریدم و چی اون لیانا بود
چند تا پسر نزدیکش شدن میخواستم برم کمک که دیدم با چند تا حرکت پخش زمینش کرد همینه که ازش خوشم میاد چی نامجون چی میگی تو خفه
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

پارت۲

مامور سرشماری: سلام . مادر جانميشه لطفا بیای دم در ؟سلام پسر...

میزوکی: این زخم میبینی چون تو انجام این کارا بی احتیاطی کردم...

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

وقتی بهمون خیانت میکنن و میگناعضا:ببخشید ات(با بغض)دوستمون:ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط