کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بد

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آبافتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیمگرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعثعذابش نشود.مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنشرا می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی میکرد روی خاک ها بایستد.روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغهم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرتکشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما هموارهدو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند ودوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود
دیدگاه ها (۸)

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART:Tweنیکی و تهیونگ از سرجایشان ...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

شاهکاری به نام دروغ

**پارت ۲۷**دیدنِ اون عکس‌ها روی میز، تمامِ دنیام رو لرزوند. ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

فاصله یک لبخند تا جنون

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت ششمآن شب، کوک چند بار کاغذ را ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط