{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

for me

part: 20
صبح با برخورد نور افتاب با چشم های نازنینم بیدار شدم
کش و قوصی به بدنم دادم و بلند شدم رفتم سرویس اتاق و کارامو انجام دادم مسواک زدم اومدم بیرون موهامو بافتم
بهبه چه دختر خوشگله مرتبی شدم من

از اتاق زدم بیرون دیدم خونه ساکته ساکته
ساعت چنده مگه؟
ساعت ۸ هست...مامان بابا که ظهر میان جونگکوک خوابه یعنی؟

جونگکوک خیلی ادم سحر خیزی هست و هر روز صبح زود بلند میشه و یسری روزا هم میره پیاده روی
اروم اروم رفتم سمت اتاقش و دستگیره در رو اروم پایین دادم و وارد اتاق شدم

بله جناب جئون خوابن
خواستم بیدارش کنم ولی....صبکن ببینم الان وقت وقته انتقامه

اروم ولی سریع از اتاق زدم بیرون رفتم طبقه پایین توی اشپزخونه یه پارچ اب پر کردم و برگشتم بالا

خدا خودش مواظبم باشه
و پارچ اب رو خالی کردم رو سر جونگکوک
یدفه بلند شد نشست و ترسیده بود منم از دیدن قیافش دیگه تحمل نکردم و زدم زیر خنده

بلند بلند میخندیدم و انگار جونگکوک تازه لود شده بود که چیشده داشت بلند میشد که از اتاق زدم بیرون
خوشبختانه پلن B داشتم و کلید اتاق جونگکوک رو برداشته بودم تا اگر دنبالم کرد در اتاقشو قفل کنم
سریع در رو بستم و قفلش کردم و باز زدم زیر خنده

÷:دختره خنگ نمیگی سکته کنم چیکار میکنی؟(عصبی)
:حالا که نکردی خب(خنده)
÷:در رو باز کن
:برو بابا...که بیایی خفم کنی؟(خنده)
÷:خوشحالم خودت میدونی عاقبتت چیه
:فعلا که پشت در ای
÷:در رو میشکنم خب
:اون وقت مامان بابا جرت میدم

جونگکوک محکم به در کوبید
÷:بهت میگم اون کلید کوفتی رو بدهه
:زهی خیال باطل جناب جئونننن

راه افتادم به سمت پله ها و هنوز صدای داد های جونگکوک میومد
اومدم پایین و توی اشپزخونه یه توتفرنگی برداشتم که صدای زنگ در اومد  و رفتم در باز کردم دیدم شوگا هست

:خیر باشه جَوون عاشق داداشمی هی هر روز خروس خون میای خونمون؟
-:چرتوپرت نگو جونگکوک کجاست
:هومم پس درسته، بیا اینو بگیر

کلید رو دادم دست شوگا

-:این چیه
:کلید در قلب جونگکوک، برو بالا در اتاقشو باز کن
-:چرا من؟
:وا تو عاشقشی هر روز اینجایی، برو باز کن دیگه عه

شوگا نگاه مشکوکی بهم انداخت و رفت بالا منم رفتم توی اشپزخونه
اشپزخونه نیست خونه ا/ت هست، همش اونجام دنبال یچیزی که بخورم

بیخیال داشتم به راهرو نگاه میکردم که صدای چرخش کلید اومد و بلافاصله صدای کوبیده شدن در به کسی اومد و جونگکوک متعجب داد زد: تو اینجا چیکار میکنی؟ ا/ت کجاست؟
-:روانی چته خب اومدم در باز کنم برات بدبخت
÷:ببخشید داداش فکر کردم ا/ت عه
-:خب اونم باشه قراره بکشیش؟
دیدگاه ها (۳)

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 195♡⁠。⁠)⁩لباس ش...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

همسر غیره منتظره

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 4«ویو ا.ت»کلیدو انداختم و وارد خونه شدم.لباسمو با ی...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

My_idol

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_17 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄دوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط