P37

هانتر خندید و گفت : با هوریا میچرخیدم
همونطور که اونا مشغول خندیدن بودن لی هون از پله ها پایین اومد و با تعجب گفت : تویی هانتر ؟؟
هانتر : yes (با خنده و بلند) I'm back
لی هونم نفره بعدی بود که رفت و هانتر رو بغل کرد و همین طور چند دقیقه ای باهم مشغول حرف زدن شدن تا اینکه بالاخره نگاه هانتر به من افتاد .
هانتر : اهم اهم
ویکتور پرسش گر نگاهش کرد که هانتر به من اشاره کرد و گفت : این بانوی زیبا کی باشن ؟؟
ویکتور : هانتر
هانتر : بیخیال ویکتور .... اینکه که لاس زدن نیست ..... نمیدونی لاس زدن چیه .... که به این میگی لاس زدن ؟؟
شونه بالا انداخت و اخرین نگاه شیطونشو به ویکتور دوخت و اومد سمت من .
هانتر : افتخار اشنایی با کی رو دارم ؟؟
ا/ت : م....من ا/تم
هانتر : اوو ا/ت .... اسم جدید میشنوم .... من هانترم .... برادر کوچولو و البته دوست داشتنیه ویکتور .
دستشو به سمتم دراز کرد که دستشو گرفتم و گفتم : خوشبختم
به مدل قدیمی تعظیمی کرد و گفت : من بیشتر بانوی من
منم متقابلا به مدل قدیمی تعظیمی کردم .
هانتر : اوه .... یس ..... تو باید بانوی انگلستان میشدی
خندیدم نه به قیافه جدیش نه به رفتار بانمکش .... با صدای دست زدن ویکتور که توی سالن پیچید نگاها برگشت سمتش .
ویکتور : بسه مهمونی تموم هانتر
و هانتر رو به سمت اتاقی هل داد و گفت : بهتره بری استراحت کن نه شیطونی
دیدگاه ها (۴۲)

ریاکشن پارت ۲

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

only patient p5

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط